"فروید" نابغه ی کنکاش در لایههای پنهانِ آگاهی آدمی، در مباحثش تاکید میکند که شخصیت آدمی در 6 سال اول زندگی اش شکل میپذیرد و از آن به بعد آدمی بر اساس این سالهای اولیه اش، زندگانی را به سر میبرد و جبرگرایی ژنتیکی و ذهنی و ناخودآگاهی بر احوالش حاکم شده و تغییر در اعمال و کردار و گفتار ناممکن مینماید؛ در مقابل روانشناسان و انسان شناسان و متخصصان علوم انسانی انسان باور و وجود گرا بودند که سیر پیشرفت بشر را در نگاه به آینده میجستند و وجود تنش و تلاش برای رفع آن را همراه با خوش بینی و نیاز انسان به تغییر سرلوحه ی آموزششان را تشکیل میداد.
زندگی بسیاری از افراد شاخص انسانی، نظریات انسان گراها و وجود گراها را مورد تایید قرار میدهد و از آن جمله در سرزمین ما سیر تغییرات آراء، اندیشهها، گفتار و کردار هاشمی رفسنجانی خود دلیلی آشکار بر درستی رای معتقدان به تغییر در سیر شخصیتی و گفتمانیِ انسان بوده است. هاشمی رفسنجانی بی شک مطالعهی موردی با اهمیتی در سیر تاریخ معاصر ایران است، او که زمانی نظارت استصوابی در مجلس خبرگان را باب کرد و دست نیروهای امنیتی و نظامی در ورود به ساحت وسوسه انگیز اقتصاد دولتی را باز گذاشت و حتی نامه ی چند تن از نامداران ملی مذهبی را – من باب نصیحه لائمه المسلمین – تاب نیاورد، در چند سال اخیر چنان تغییر موضعی داده که گاه آدمی را به شگفتی میاندازد. یکی از دلایل آشکار این امر آن است که هاشمی رفسنجانی دقیقاً با نظام جمهوری اسلامی تعریف میشود و او این سیستم سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی را همچون فرزند خویش میداند و تندرویهای ترمز بریدهی این چند سال اخیر را بیماری مهلکی برای این فرزند عزیزتر از جانش میپندارد. یکی از دلایلی که هاشمیِ کنونی را در عرصه ی سیاسی باور پذیرتر میسازد آن است که هاشمی دقیقاً میداند "سیاست" یعنی چه و به کدامین اعمال "سیاست ورزی" گفته میشود، او رابطهی درست اخلاق و سیاست را دریافته است و دقیقاً میداند که صفحه ی شطرنج سیاست نه جای "اخلاقنامهها"ی پر سوز و گدازست و نه جای بی اخلاقیهای متهورانه.
اولین زلزله ی سیاسی که هاشمی در چند سال اخیر ایجاد کرد، شرکتش برای انتخابات ریاست جمهوری – که نگارنده را باور بر آن است که هاشمی خود میدانست اجازه ی حضورش در صحنه داده نخواهد شد – و هموار کردن راه برای ریاست جمهوریِ فرد کاملاً عمل گرایی شبیه خودش بود و دومین زلزله را همین یکی دو روز اخیر با اعلام کاندیداتوریش برای مجلس خبرگان آینده در عرصه ی سیاسی ئ اجتماعی کشور انداخت و همه میدانیم که زلزله هایی که عالیجناب ایجاد میکند برای آن است که زلزله ای بزرگ و سهمناک – شما بخوانید رادیکالیسم – کل دست پرورده ی عمر سیاسی و اجتماعیش را در ننوردد.
محمدآزاد جلالیزاده