برگزاری یک جشن پر از ناهماهنگی و مشکلات حاشیهای باز لبه تیز انتقاداتش را متوجه رویانیان ساخت. این روزها مدیرعامل پرسپولیس نه تنها از برپایی جشن زودهنگام خود پشیمان شده بلکه اگر روزی از راه برسد که واقعا جشن پنجاه سالگی پرسپولیس باشد هرگز رغبت برپایی چنین مراسمی را نخواهد داشت البته اگر تا آن زمان کماکان مدیرعامل پرسپولیس باشد.
حسین محمدی عضو سابق هیات مدیره پرسپولیس و مردی که در پرسپولیس استخوان خرد کرده و در تمامی مقاطع تلاش بیادعایی برای حل مشکلات تیم محبوبش داشته روز سه شنبه بعدازظهر میهمان نود شد و از ناگفتههای پنهان سرخپوشان حرف زد تا پس از سالها سکوت عقدهگشایی کرده باشد. برای اطلاع از مسائل پشت پرده پرسپولیس خواندن این مصاحبه الزامیست. اشکالی ندارد از جشن پنجاه سالگی شروع کنیم؟
نه چه اشکالی دارد. برگزاری این جشن در بدترین زمان و بدترین مکان باعث شد خیلیها انگشت حیرت به دهان بگیرند.
چرا انگشت حیرت؟
شما هم اگر در این مراسم بودید دلیل این قضیه را به خوبی درک میکردید. همین قدر بدانید که این جشن آنقدر پراشکال و مایه آبروریزی بود که در پایان مراسم نه تنها هیچکس ارائه پیشنهاد برپایی این جشن را گردن نگرفت بلکه هیچکدام از مسئولان باشگاه پرسپولیس حتی حاضر نشدند به کمک خودشان در خصوص رتق و فتق امور این جشن اعتراف کنند. شما خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.
چرا بازیکنان تیم در این مراسم حاضر نشدند؟
از قرار معلوم بازیکنان به بیپولی حاکم بر فضای پرسپولیس اعتراض داشتند و مدعی بودند وقتی باشگاه ادعا میکند یک ریال برای پرداخت مطالبات سرخپوشان پیدا نمیشود چه دلیلی دارد در سالگرد چهل و هفت سالگی باشگاه جشن پنجاه سالگی بگیرند!
یعنی بازیکنان از حرف مدیرعامل باشگاه تمکین نمیکنند؟
خودتان که دیدید چند نفر به این مراسم آمده بودند. هر کسی در این تیم سرش به تنش میارزید حاضر نشد در این جشن شرکت کند. در واقع اینها پیشاپیش میدانستند قرار است چه اتفاقی رخ دهد. به همین خاطر ترجیح دادند خودشان را در این مراسم نشان ندهند. به هر حال این اتفاق باعث شد ثابت شود بازیکنان از مدیرعامل تیمشان حرف شنوی ندارند.
این جشن چه اشکالاتی داشت که اینقدر به آن اشاره میکنند؟
بفرمایید چه اشکالاتی نداشت! در واقع اینقدر ناهماهنگی و بیبرنامگی بود که در نهایت مراسم به نمایش تخته حوضی رویانیان بیشتر شباهت داشت تا جشن پنجاه سالگی پرسپولیس.
انگار این جشن با گزارشهای عجیب و غریب از داستان مالیکت پرسپولیس همراه شد؟
آره. من هم شنیدم و اتفاقا خیلی تعجب کردم وقتی بعضی از این گزارشها را خواندم خندهام گرفت.
به عنوان یکی از قدیمیترین اعضای هیات مدیره تاریخچه بعد از انقلاب این تیم را مرور کنید؟
چرا که نه. مهراب شاهرخی چند سال اول اختیار تیم را بدست گرفت که به دنبال توطئه علیه او محراب مجبور شد از سمت خودش استعفا دهد و پروین به عنوان بازیکن، مربی، مدیرعامل اصلا همکاره پرسپولیس چندین سال حضور داشت تا اینکه ورود بنیادمستضعفان به مدیریت پرسپولیس سر و شکل داد و بقیه اتفاقات هم که خیلیها کم و بیش در جریان آن هستند.
شما هم به عنوان یک ناظر برخورد سرد پروین با محمد دادکان را تایید میکنید؟
راستش من دقت نکردم علی آقا چه برخوردی با دادکان داشته و چی شده که حاضران اینگونه استنباط کردهاند اما دادکان افتخار همه ماست و نباید کسی به خاطر تحویل گرفتن او ناراحت شود.
مثل اینکه شما واسطه حضور مجدد علی دایی در پرسپولیس بودهاید و دایی که قصد بازنشستگی داشته با اصرار شما به تیم دوران غمخوار ملحق میشود؟
بله خوب به یاد دارم در آن زمان علی دایی از برخوردهای سرد مردم و مسئولان به شدت آزرده خاطر بود حتی تا مدتها از خانه خودش بیرون نمیآمد و انگار خودش را بایکوت کرده بود. روزی که برای احوالپرسی از وی رفتم دایی دل آزرده مثل یک کودک گریه میکرد و نارضایتی خودش را از آن همه حرف و حدیث با من در میان گذاشت من هم با شناختی که از شخصیت او داشتم با چند جمله تحریک آمیز در درونش غوغایی به پا کردم و در نهایت به عنوان یک ستاره و با کوله بار انگیزه عضویت پرسپولیس غمخوار را پذیرفت.
لینک شدید