ماندلا و فتنه و ما !

"در طول زندگی‌ام، خود را وقف مبارزه‌ مردم آفریقا کرده‌ام. من علیه سلطه‌ طلبی سفیدها و سیاه‌ها جنگیده‌ام. من به جامعه آرمانی آزاد و دموکراتیک که در آن همگان در سازگاری و با فرصت‌های مساوی زندگی کنند، عشق ورزیده‌ام. این آرمانی است که من به امید دستیابی به آن زندگی کرده‌ام. اما اگر لازم باشد، آرمانی است که حاضرم در راه آن بمیرم."   

نزدیک به 50 سال پیش "رولیهلا هلا ماندلا" مبارز خستگی ناپذیر عدالت طلب، این جملات تاریخی را در دادگاه رژیم نژاد پرست آفریقای جنوبی بر زبان راند، جملاتی که نه شعار بودند نه خطابه، نه گوینده اش ایده آلیستی نگر بود نه غیر واقع گرا، پیرمرد به تک تک این کلمات باور داشت؛ نقد جوانی به پایش گذاشت و بالاخره توانست بر تاریکی و ظلم غلبه کند و با صلح و سلام و آشتی آفریقای جنوبی بدون نژاد پرستی، بدون تبعیض و نوین را بنا کند.

ماندلا 27 سال زندان کشید؛ ماندلا بیش از نیم قرن مبارزه کرد، ماندلا سال ها سابقه  مبارزه مسلحانه داشت، ماندلا 5 سال رئیس جمهور بود، ماندلا سال ها پس از ریاست جمهوری محل رجوع و مشورت بزرگان بود، ماندلا نماد مبارزه با نژاد پرستی و آپاتاید در زمانه ماست اما آنچیزی که ماندلا را متمایز از بسیاری از سیاستمداران قرون معاصر می کند و جایگاه پدری یک ملت را به وی می بخشد، روح بلند، فارغ از کینه و طلح طلب وی بود آنگاهی که پس از سال ها زندان و شکنجه و عذاب وقتی در قدرت قرار گرفت، فرمان عفو عمومی صادر کرد، برای آینده ملت و برآمدن جامعه نوین آفریقای جنوبی فارغ از گسست ها و مجادلات پیشین، امر به بخشش کرد و در جمله ای سترگ و از یاد نرفتنی گفت: « می بخشیم اما فراموش نمی کنیم»

 او می دانست زخم ها و جراحت ها به این راحتی ها التیام نیافتنی است اما می دانست برای ساختن جامعه ای ایده آل باید از آن خاطرات تلخ گذر کرد. او با نگاه به آینده چنین می پنداشت که باید تلخی ها و علل و اسباب آن را به یاد بسپاریم تا نکند یکبار دیگر به ورطه اش هبوط کرده و جامعه به قهقرا رهنمون شود اما معتقد بود از سوی دیگر نباید اجازه تاثیر گذاری آن گذشته تلخ  بر آینده روشن را بدهیم و با گذشت می توانیم به سوی فردای بهتر گام برداریم. اینگونه شد که " رولیهلا هلا ماندلا" نه یک سیاستمدار آفریقای جنوبی یا یک مبارز علیه نژاد پرستی که " نلسون ماندلای" مورد احترام تمامی جهانیان شد.

چشمان پر فروغ این سیاه پوست مبارز راه آزادی و عدالت بالاخره از تلالو افتاد و به خاموشی گرایید اما بی گمان منش و مرام خیر خواهانه وی از یاد ها نخواهد رفت، آنگونه که جز مردم آفریقای جنوبی بسیاری از ملت های جهان با این خبر در غم و اندوه نشستند. سیاستمداران اقصی نقاط جهان نیز هر کدام در پیام های خود ماندلا را ستوده و فقدان وی را ضایعه ای تلخ دانسته و او را به مثابه یک میراث جهانی و فراموش نشدنی عنوان کردند.

ماندلا رفت اما مکتب فکری و رویه های عملکردی وی می تواند برای ما و زمانه ما بسیار درس آموز باشد.

همگان می دانیم که ماندلا و دوستانش در کنگره ملی آفریقا سال های سال با قدرت حاکم مستبد و نژاد پرست مبارزه کردند و در این راه مصایب و سختی های بسیاری را متحمل شدند، او 27 سال از بهترین سال های عمر خود را در زندان گذراند اما به هنگامه قدرت بر زندانبانانش سخت نگرفت آنها را ملامت نکرد و برای آینده بهتر فرزندان کشورش از هر نژاد و طایفه ای، چشم پوشی بر آن مخاطرات را راه برافراشتن آفریقای جنوبی نوین دانست.

این نسخه ای شفا بخشی است که برای عبور از چالش ها و بحران ها در بسیاری از نقاط جهان به کار می آید.

در کشور خودمان همواره با عطف به گذشته میان طیف های سیاسی منازعه و مجادله برقرار است، منازعاتی که همواره پتانسیل های کشور را به هدر داده و هیچ گره ای از حال و آینده ما نمی گشاید.

به عنوان مثال ما در سال 92 قرار داریم اما مرور اظهار نظرهای برخی از سیاسیون معطوف به سال 88 و حوادث آن برهه است، گویی در آن برهه فریز شده اند و تمامی سیر تحولات پس از آن را به فراموشی سپرده اند.

تحولاتی که از حسن اتفاق گامی بزرگ در جهت هم افزایی بود و انتخابات سال 92 حماسه ای موزون برای گذار منطقی و همپوشاننده از آن رویدادها را فراهم کرد.

حال سئوال اینجاست که ما با آن همه توصیه ها و آموزه های مذهبی و هنجارهای عرفی و بومی چرا نمی توانیم از آن حوادث گذر کنیم و با نگاه به آینده در جهت برون رفت از فضای تخاصمی گام برداریم.

اگر امروز مردمان آفریقای جنوبی زندگی مطلوب تری را تجربه می کنند بی گمان بخش عمده ای از آن به رویکرد مداراجویانه و گذشت مدارانه ماندلا باز می گردد، وضعیتی که ما تجربه کرده ایم بی گمان بسیار خفیف تر از آن تجربیات است و مشکلات ما نه مبنایی و ساختاری که سلیقه ای و روبنایی است و بی گمان گذر ازآن هم بسی سهل الوصول تر است و کمی اراده سیاسی برای عبور از آن بخصوص بعد از تحولات انتخابات سال 92 کافی و وافی است.

 

بالاخره نمی توان تا ابد الدهر بر طبل مجادلات گذشته دمید و روزی باید از آن تلاطم ها گذر کرد نکته اینجاست که هر چه زمان بگذرد هزینه های اضافه بر جامعه تحمیل شده و فرصت سوزی رقم خورده است، در وضعیت موجود فقط باید بخواهیم و اراده کنیم بی گمان بدون هیچ تلاطمی می توان در جهت گذار از گذشته تلخ به سوی آینده روشن حرکت کرد.

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد