چوب حراج به اعتبار ایران و ایرانی در جهان نزنید!

هنر نزد ایرانیان است و بس" این جمله ای است که قرن هاست به آن می بالیم و بادی بغبغب می اندازیم و با اشاره به فرهنگ دیرپا و ادبیات فاخر و مفاخر علمی و فرهنگی خود در قرون ماضیه خود را مستحق این عنوان می دانیم.

اما آیا این جمله هم اکنون نیز مصداقی برای ما می یابد؟ آیا رفتارهای ما تابع این فرزانگی پنداری هست؟ آیا ما توانسته ایم به سیاق اجداد و اباء خود سلوک داشته باشیم؟ آیا جهانیان ما را با این سابقه و عقبه می شناسند؟

بسیاری از خوانندگان این متن افرادی را دیده اند که چنان از نوادگی کوروش می گویند که گویی هیچ قوم و نژادی به برتری ایرانیان نیست و گویی قوم برتر! همان مادها و آریایی های خودمان هستند!  

اما بسیاری از همین ها به گاهش آنچنان رفتار مشمئز کننده ای از خود بروز می دهند که در زمانه و عصر ما هیچ کس را یاری هماوردی با آن نیست.

مع الاسف بروز و ظهور ابراز مدرنیته و اسباب تکنولوژیک با چنان سرعتی در جامعه ما همراه بوده که فرهنگ و نحوه استفاده صحیح از این امکانات گویی بازمانده و نتوانسته توامان با پیشرفت سخت افزاری در وجه نرم افزاری هم بسط و توسعه یابد.

شبکه های اجتماعی در همه جای دنیا ابزاری است برای تسهیل روابط، برافراشتن دوستی ها، تقسیم حالات مختلف اعم از خوشحالی و ناراحتی با جمع دوستان، هم اندیشی و تعاطی فکر، کمک به تبلور شادی و جلب بهجت، اما در کشور ما کاربران شبکه های اجتماعی گاه مرتکب اعمالی می شوند که باید خدا را شکر کرد که لااقل برخی از این شبکه ها فیلتر هستند و بیش از این آبروی ملی و جلوه ایرانی در نزد جهانیان مورد تخریب بی محابا قرار نمی گیرد.

در آخرین نمونه از اقدامات غیر قابل توجیه، تاسف برانگیز و  البته حیرت انگیز جمعی از ایرانیان، پس از مراسم قرعه کشی جام جهانی و هم گروهی ایران با آرژانیتن از یکسو صفحه کاربری لوینل مسی ستاره آرژانتینی دنیای فوتبال و از سوی دیگر صفحه مجری زن برگزاری مراسم قرعه کشی، با آماج حملات کاربران فیس بوکی ایرانی روبرو شده و چنان بلبشویی از سوی ایرانیان در این صفحات براه افتاده که جز گزیدن انگشت حسرت بر دهان و سری به تاسف تکان دادن نمی توان اقدامی در قبال این حرکات مشمئز کننده بروز داد.

چند ده هزار کامنت توهین آمیز به زبان شیرین پارسی! بر صفحه یک ستاره شناخته شده عرصه فوتبال به عنوان مورد توجه ترین ورزش جهان که افکار عمومی جهانیان را به دنبال خود دارد به واقع چه توجیهی می تواند داشته باشد؟

این اقدام جز آنست که توجه رسانه های جهانی را به سمت و سوی مردمان ایران جلب کرده و چهره ای کریه و غیر انسانی از ما در حافظه مردم جهان ثبت و ضبط خواهد کرد؟ فوتبال بواسطه زبان جهان شمولی و صلح طلبانه اش اینچنین در دل مردمان جهان از هر جنس و نوع و نژادی رسوخ کرده و اکنون این اقدام برخی از ایرانیان جز مخدوش کردن چهره انسانی فوتبال و فرهنگ ایرانی نمی تواند هیچ توجیهی داشته باشد.

آیا برای لختی خندیدن و سرگرم شدن رواست که چهره ایرانی را اینچنین در نزد جهانیان تخریب کنیم؟ آیا دشمنان این مرز و بوم که بیگانه می خوانیم شان کم برای تخریب چهره ایران در انظار جهانیان تلاش می کنند؟ آیا این اعمال مصداق بارز توهین به شعور ملت و تخریب مستقیم وجه ایرانی نیست؟ آیا بهتر از این می توانیم به قول فوتبالی ها گل به خودی بزنیم؟

تا چند ماه دیگر کارناوال بزرگ جام جهانی، جشنواره ای برای عرضه فرهنگ و تمدن ملل جهان در ویترین دلبرانه فوتبال آغاز خواهد شد و بدون شک این اقدامات ضد ملی و کوته فکرانه خدشه ای جدی به حیثیت ایران و ایرانی زده و چه بسا با برانگیختگی افکار عمومی دنیا نسبت به این موضوع تبعات و اثرات جبران ناپذیری متوجه کاروان فوتبال ایران و همراهان آن در برزیل شود!

براستی چه توجیهی برای لیونل مسی، مردم آرژانتین، بانوی مجری برزیلی و مردم این کشور در قبال این رفتار داریم؟ آیا انتظار داریم برزیلی ها میزبان خوبی برای ما باشند؟ کاش قبل از این اقدامات کوته نظرانه و نابخردانه که با فرهنگ و سنت ما همخوان نیست لختی بیاندیشم و اینچنین عزت و اعتبارمان را به ثمن بخس قربانی نکنیم. کاش!

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد