رسم انصاف و اعتدال حکم میکند که هر عملی را به فراخور شأن و جایگاهش قدر دانسته و مورد التفات قرار دهیم. برخی از متفکرین غربی معتقدند قیود اخلاقی جایی در سیاستورزی ندارد اما بیگمان این گزاره در میان سیاستورزانی که اسلام را بنمایه منش و روش خود میدانند، نمی تواند محلی داشته باشد. مضاف بر آن فرهنگ ایرانی با آن سوابق گرانسنگ، الزامات عرفی مشخص و مالوفی در رعایت رسم جوانمردی و انصاف دارد، ایرانیان همواره شهره به این شاخصههای اخلاقی بوده اند. درست است که میدان سیاست، عرصه تعارفها و ملاحظات پرشمار اخلاقی نیست اما سیاست ورزی به عنوان امر عامی که با تمامی شقوق زندگی مردم در ارتباط وثیق است نمی تواند چندان بدور از الزامات اولیه و بدیهی رفتار اخلاقمندانه باشد. این روزها پس از امضای توافقنامه حساس و راهبردی میان ایران و شش قدرت جهانی در خصوص پرونده هسته ای، در حالی که اکثریت قریب به اتفاق مقامات عالیرتبه خارجی و همچنین بسیاری از مردم نسبت به آن ابراز خشنودی کرده و درایت و ظرافت فرزندان انقلاب در مذاکرات سخت و طاقت فرسا با غولهای اقتصادی و سیاسی جهان را ستوده اند و کارنامه عملکردی آنان را بدون هیچ کم و بیشی، موفقیتآمیز قلمداد میکنند؛ عدهای در داخل کما فی السابق بدون لحاظ کوچکترین واقعیت میدانی و نگرش معقولانه به اهمیت راهبردی چنین فتح نمایانی؛ یکبار دیگر در رسانهها و از تریبونهای مختلف هجمه را آغاز کرده و به جای آنکه به سخنان صریح مقامات رسمی کشورمان و از آن بالاتر متن صریح توافق به عمل آمده توجه کنند؛ بدترین الفاظ و واژگان را پیرامون توافقنامه رج کرده و فرآیند طی شده را یک عقب نشینی ذلت بار یا دریافت آبنبات تلخ میخوانند! البته منتقدین کمی منصف تر این طیف مرحمت کرده و میگویند ابهاماتی در طرح وجود داشته و امتیازات داده شده منطبق بر تعهدات توافق شده نیست.
انتقاد به موضوع حق غنیسازی و طرح شبهه
انتقادات طیفی که طی 2 روز گذشته با گفتارهای منفی و سلبی نسبت به امضای توافقنامه واکنش نشان داده اند، شامل چند سرفصل میشود. برخی منتقدین با استناد به سخنان کری و اوباما پیرامون تفسیرشان از مفاد توافقنامه در فرافکنی آشکار، اصل نکات مندرج در متن توافقنامه امضا شده را هیچ میگیرند و در حالی که همواره منتقد عملکردها و رفتارهای مقامات آمریکایی بوده اند گویی اکنون آنان معتبرترین منبع هستند و مستند به این تفاسیری که تنها مصرف داخلی داشته و برای برون رفت از فشارهای اسرائیلیها عنوان شده، توافق هستهای را فاقد ارزش افزوده و پذیرش حق غنیسازی هستهای ایران از سوی غربیها عنوان میکنند. این در حالیست که دوبار در متن توافقنامه به مفهوم حق غنیسازی اشاره مستقیم شده است، ترکیب واژگان به کار رفته در متن «حق غنیسازی» نیست اما با صراحت در متن از «حق بهرهبرداری از انرژی هستهای برای اهداف صلحآمیز» یاد شده که چه خارجیها و تندروهای داخلی بپسندند و نپسندند معنی و مفهوم آن « حق غنی سازی» است. مضاف بر آنکه در چند جای متن توافقنامه نیز به تعهد بر عدم افزایش غنیسازی 5 درصدی اشاره شده و این بدان معنی است که به طریق اولی اصل غنیسازی مورد اذعان قرار گرفته است. نکتهای که همواره بزرگترین دغدغه تمامی تیمهای مذاکره کننده هستهای در تمامی ادوار بوده و حال که در این فرصت اندک تیم تازه دیپلماسی کشورمان موفق به تحقق آن شده مشخص نیست چرا برخی این فتح نمایان و پیروزی آشکار را نادیده گرفته و بر آن شرح ناموزون میزنند.
طرح شبهه در راستای عدم تطابق امتیاز گیری و امتیازدهی
دستهای دیگر از منتقدین این نکته را مورد اشاره قرار میدهند که ایران در مذاکرات بیشتر از آنکه امتیاز بگیرد امتیاز داده است. آنان به تعهدات اعتمادساز در خصوص عدم افزایش سانتریفیوژها یا اکسید نیمی از اورانیوم با غنای بالای 20درصد و عدم افزایش فعالیتها در تاسیسات هستهای در طول بازه زمانی شش ماهه استناد میکنند و میگویند که در ازای آن غنیمت قابل توجهی گرفته نشده و متناسب با اعتمادسازی ایران، تحریمها کاهش نیافته است. این نکته نیز از چند سو محل ایراد جدی است. از یکطرف ایران نگفته است که فعالیتهای کلیدی حال حاضر خود را متوقف میکند بلکه اعلام داشته که به افزایش آن نخواهد پرداخت، ضمن آنکه اورانیوم غنیسازی شده با عیار بالا که چندان کارایی در برنامه هستهای صلح آمیز ما نداشته و تنها برای سوخت راکتورها به کار میآید را آنهم به میزان نیمی از آن اکسید میکند و بدیهی است با ذخایر فعلی در موضوع سوخت هستهای راکتورها به مشکلی بر نخواهیم خورد. از سوی دیگر ایران ضمن حفظ ساختار برنامه هستهای خود ساختارهای تحریم را با خدشه جدی روبرو ساخته وغربیها اجازه ندارند بر سطح تحریمها بیفزایند، بخش عمدهای از داراییهای کشور که بواسطه تحریمها دپو شده بود به خزانه کشور واریز خواهد شد و در زمینه دارو و بسیاری از اقلام بشر دوستانه که تحریمها مضایق و کاستیهایی ایجاد کرده بود، تحریم کاملا لغو شد. حال با این اوصاف ما امتیاز بیشتری داده ایم یا غربی ها؟
موفقیت مذاکره با کدام معیار سنجیده میشود؟
نکته جالب توجه در بیان انتقاداتی که یکسوی آن به برخی نمایندگان مجلس باز میگردد و سوی دیگر آن به یادداشتنویسان رسانههای تندرو، این نکته است که آنان به واقعیات بدیهی امر مذاکره گری و همچنین دستاوردهای عینی و نیز عملکردهای پیشین توجه نمیکنند. در هر مذاکرهای در هر سطح و میزانی، طرفین برای رسیدن به توافق ملزم به دادن امتیازات و دادو ستد در این خصوص هستند. بدان معنی که برای رسیدن به توافق بر اساس منافع هیاتهای دو سوی میز مذاکره، طرفین مجازند و البته ملزمند که برای پیشبرد مذاکرات، ضمن حفظ اصول از خود انعطاف نشان داده و در نقطهای امتیاز بدهند و در نقطهای امتیاز بگیرند. مذاکره کنندهای در این میان موفق است که با کمترین داده بیشترین آورده را داشته باشد و از اساس این پیش فرض که هر گونه امتیاز دهی به معنای تزلزل و ذلت پذیری بوده نگرشی در تضاد با روح مذاکره است. هیات ایرانی نیز بدیهی است که برای اعتمادسازی و تعامل برخی امتیازات را به طرف مقابل داده اما مهم آن است که از یکسو از اصول اساسی و خطوط قرمز عدول نکرده و از سوی دیگر توانسته امتیاز بزرگی چون پذیرش غنیسازی و کاستن تحریمها را به طرف مقابل بقبولاند. از طرف دیگر این طیف فکری در طول هشت سال گذشته هیچ دستاورد ملموسی را در پرونده هستهای رقم نزده و نه حقوق ایران را به طرف مقابل پذیرانده و نه آنکه توانسته از حجم فشارها بکاهد. حال مشخص نیست که چرا از یکسو عملکرد ملموس و موفقیت آمیز تیم هستهای انکار میشود و از سوی دیگر با بالا بردن مطالبات، رفع کل تحریمها از سوی برخی تنها نشانه موفقیت قلمداد میشود! حال تنها این سوال باقی میماند که این اظهارات با واقعیتهای موجود انطباقی داشته و یا با انصاف ورزی تطابقی دارد؟ کاش لااقل بواسطه حفظ منافع ملی آن هم در این برهه حساس و خطیر، ضرورت انعکاس صدای واحد در برابر دشمنان از سوی برخی مورد امعان نظر قرار میگرفت.