زمستان سال 90 که اصولگرایان با فراغ بال و خیال راحت بدور از خطر حضور رقیب سنتی برای نشستن بر صندلی های بهارستان خود را آماده می کردند، یک طیف توانست گوی سبقت از رقبای همقطار برباید و بیشترین صندلی های مجلس را از آن خود کند.طیفی که در برابر اعضای جبهه پایداری، رهپویان و ایثارگران نمایه های میانه رو تری از خود به نمایش می گذاشت. نمایندگان این نحله سیاسی حول محور علی لاریجانی گردهم آمده و فراکسیون رهروان ولایت را سامان دادند.
لاریجانی به مدد حمایت نمایندگان این فراکسیون با خیال راحت بر صندلی ریاست مجلس تکیه زد، در وزن کشی پیرامون ریاست قوه مقننه مشخص شد که نماینده مورد حمایت جبهه پایداری و ایثارگران و رهپویان که غلامعلی حداد عادل بود شانسی در برابر حلقه وصل فراکسیون اکثریت نداشته و ندارد و ره به جایی نخواهد برد. با این اوصاف از همان بدو آغاز به کار مجلس مشخص شد که سکه مجلس نهم را به نام علی لاریجانی زده اند و او لیدر پر قدرت بهارستان خواهد بود.
صحنه سیاست در 24 خرداد ماه سال 92 آن روی دیگرش را نشان داد و برغم تمامی مضایق و کاستی ها در یک حضور حماسی و غیر منتظره این کاندیدای اعتدال بود که گوی سبقت از تمامی رقبای اصولگرا ربود و کلید پاستور را دریافت کرد.
کاندیدایی که نه به پشتوانه اصولگرایی که با حمایت جناح اصلاح طلب و آیت الله هاشمی این توفیق را بدست آورده بود و با شعار تغییر در رونها و رویکردهای موجود اینچنین مورد استقبال قرار گرفته بود.
شاید بسیاری پس از آن شادی اولیه از خود می پرسیدند که تکلیف روابط دولت اعتدال گرا با مجلس اصولگرا چه خواهد شد؟ این حقیقت انکار نشدنی بود که این کارگزاران این دو قوه به لحاظ عقبه سیاسی و رویکردهای عمومی با یکدیگر اختلاف نظر دارند اما این امید هم بود که با توجه به حوادث چند سال گذشته و طرح شعار تعاملی از سوی دولت این دو با کنارگذاری اختلاف سلیقه ها در راستای منافع ملی به هم افزایی با یکدیگر روی آورند.
علی لاریجانی جزو اولین مقاماتی بود که به محل اقامت روحانی رفت تا به رئیس جمهور منتخب تبریک بگوید، خنده های عمیق این دو در آن جلسه و در اولین نشست اعضای مجمع، امیدواری ها را بیش از پیش جدی کرد و از طرف دیگر مشی میانه رویی که لاریجانی در برابر تندروهایی چون جبهه پایداری از خود در طول چند سال گذشته به نمایش گذاشته بود بر میزان امیدواری ها نیز افزوده بود.
تحلیف برگزار شد، کابینه به بهارستان معرفی شد، روحانی کابینه ای فراجناحی را انتخاب کرده و تنی چند از نزدیکان لاریجانی را به سمت های بسیار حساس گمارده بود. با این اوصاف همه انتظار داشتند که کابینه بی هیچ اما و اکگری رای اعتماد بگیرد.
اعضای جبهه پایداری تندترین انتقادات را علیه بسیاری از اعضای کابینه مطرح ساختند اما چه باک ، اکثریت مجلس در دست میانه رو های حامی لاریجانی بود!
رای ها که شمرده شد اما خبر از نکته دیگری می داد سه تن از وزرای کلیدی رای نیاورده بودند. به مرور پروسه عدم رای اعتماد و حتی تهدید به استیضاح هم کلید خورد و در این میانه این اعضای جبهه پایداری بودند که با تندترین انتقادات خود را در سیبل توجه رسانه ای قرار داده بودند اما مشخص بود که مسئله از جای دیگری هم آب می خورد.
مگر نه اینست که فراکسیون اکثریت مجلس در اختیار طیف لاریجانی بود و چه در انتخاب هیئت رئیسه مجلس و چه در موارد بسیار، منجمله در رای آوری وزرای پیشنهادی لب مرزی، با یک اشاره بزرگان این فراکسیون وزیر از مخمصه بیرون کشیده شده بود؟ اگر قرار بر فعل و نظر اعضای جبهه پایداری بود لااقل شش وزیر نمی توانستند حایز اکثریت آرا شوند، پس مشخص است که پایداری ها علی رغم سر و صدای بسیار و در کانون توجه بودنشان چندان در این میانه میدان داری نمی کنند.
در واقع با توجه به شاکله مجلس بیشترین نقش از آن اعضای فراکسیون اکثریت مجلس یا همان یاران لاریجانی است و بدیهی است که عدم رای آوری وزرای معرفی شده به شخص وی و حلقه یاران نزدیکش چون محمدرضا باهنر و کاظم جلالی باز می گردد و در این میان هر چند پایداری ها در سیبل توجه هستند اما آنان بازیگران تاثیر گذار نبوده و در این میانه اصولگراهایی که نقش نمایندگان آرام و با طمانینه و همراه با دولت را بخوبی ایفا می کنند، بازیگران اصلی هستند.
نکته جالب توجه آنکه چه در انتخاب استانداران و چه در بسیاری از مناصب کلیدی و راهبردی در دولت یاران لاریجانی نقشی اثر گذار یافته و مناصب پر تعدادی را از آن خود کرده اند اما این اقدامات بدین نحو جامه عمل می پوشد.
علت چیست؟ پاسخ در مختصری گفتنی است: تفوق این دولت در سامان دهی شرایط عمومی، خواه ناخواه مردم را به سوی آنان بیش از پیش جلب کرده و به لحاظ سیاسی جناح اصولگرا را سال های سال به حاشیه خواهد برد و دیگر آنان بازیگران متن اصلی نخواهند بود.