یکشنبه ها در تارک روابط دولت و مجلس در حال تبدیل شدن به یک روز خاص است. چه در زمان احمدی نژاد که آن یکشنبه خاص موسوم به یکشنبه سیاه رقم خورد و چه در جریان رای اعتماد به وزرای دولت تدبیر و امید که بطور مداوم دکتر حسن روحانی به مجلس می آید تا از وزیر پیشنهادی دفاع کند و در کمال تعجب گویا این آمدن و رفتن های مداوم برای تکمیل کابینه پس از دو ماه واندی هنوز فرجام نهایی به خود ندیده است. روزی که روحانی کاندیدای پیروز رقابت نفس گیر انتخابات 24 خرداد نام گرفت، همگان می دانستند که مجلسی با سلایق متفاوت سیاسی را در برابر خود دارد و در کارزار رای اعتماد و دیگر تعاملات میان دو قوه بستری سخت و نه چندان مهیا در برابر دولت قرار دارد.
با این اوصاف باید تمهیدات ویژه و دو چندانی برای جلب نظر مجلسی ها نسبت به گزینه های مطروحه توسط دولت که قاعدتا چندان تطابقی با علایق و سلایق سیاسی اکثریت نمایندگان نداشتند، اندیشیده می شد.
اگر مجلس بنابر هر دلیلی رای اعتماد به گزینه های پیشنهادی دولت نمی داد، نمی توان چندان بر آنان خرده گرفت. درست است که شرایط کشور و الزامات عرفی و اخلاقی ایجاب جدی در تغییر و تلطیف رویکرد ها داشت اما بالاخره نوع نگرش متفاوت و خاستگاه سیاسی نا همگون، تعارض دیدگاه ها را اجتناب ناپذیر می کرد. حال نکته ای که در این میانه حائز اهمیت فراوان است عملکرد هوشمندانه و اتخاذ تاکتیک هایی برای جلب نظر نمایندگان بود.
تجمع نمایندگان حول و حوش رئیس جمهور، تشکیل جمع های چند نفره که مشغول رایزنی و گفت و گو هستند و آمد و شد فراوان نمایندگان در راهروهای مجلس و صحن علنی که با اخطارهای پیاپی رئیس جلسه روبرو می شود، از نمادهای همیشگی جلسات رای اعتماد در تمامی ادوار در دولت های مختلف بوده است.
همه ما می دانیم که لابی گری و چانه زنی در صحن علنی یکی از مهم ترین ابزارها برای گذار از سد پارلمان و کسب رای اعتماد برای وزرای پیشنهادی است. نکته ای که در هنگامه ای که مجلس و دولت از یک طیف و جناح سیاسی نباشند اهمیت مضاعف و دوچندانی می یابد.
اما آیا این راهبرد بدرستی توسط دولت تدبیر و امید مورد بهره برداری قرار گرفته و راهکارهایی برای تجلی این پتانسیل در دستور کار بوده است؟
پاسخ به شکلی قاطعانه منفی است. به یاد بیاوریم که محمد علی نجفی فردی که بی گمان بیشترین آشنایی را با حوزه تاثیر گذار آموزش و پرورش داشت تنها با اختلاف یک رای موفق به کسب رای اعتماد به مجلس نشد و از این ناحیه ضرری هنگفت متوجه ساختار آموزش و پرورش شد. بی گمان نمی توانیم این یک رای را حاصل برنامه ریزی هدفمند فراکسیون های مخالف در مجلس بدانیم چرا که اگر قرار بر اقدامی منسجم بود اختلاف یک رای نبود. بدون شک عدم رای آوری نجفی بیش از هر چیزی به عدم لابی گری مناسب افرادی باز می گشت که از سوی دولت برای این امر ماموریت داشتند و از حسن اتفاق در آن روز در مجلس شمارگان بسیاری داشتند.
این نکته در خصوص نصر الله سجادی گزینه پیشین وزارت ورزش و جوانان نیز نمود آشکاری داشت. چرا که وی نیز تنها با اختلاف سه رای نتوانست حائز اکثریت آرا شود.
بطور معمول به همراه رئیس جمهور افرادی به مجلس می آیند تا با رایزنی های عاجل بتوانند راه همواری در خصوص رای اعتماد وزرای پیشنهادی تدارک ببینند و از طرف دیگر معاونت پارلمانی رئیس جمهور نیز در این خصوص وظیفه خطیری دارد اما مشخص نیست چرا این نیروها نتوانسته اند آنگونه که بایسته و شایسته است خلاء ها را پر کرده و به هم افزایی میان مجلس و دولت کمک کنند.
در وهله اولی که وزرای کابینه دولت تدبیر و امید به مجلس معرفی شدند خبری از معاون پارلمانی رئیس جمهور نبود و وی هنوز معرفی نشده بود اما در آن برهه افرادی چون محمد رضا صادق که هنوز مشخص نیست چه عنوان رسمی در دولت دارد و یا برادر رئیس جمهور و دستیار ارشد وی در مجلس حضور داشتند اما به نظر می رسد این افراد نتوانستند وظایف محوله را درست به انجام برسانند که اگر اینگونه بود شخصی چون نجفی با یک رای نمی افتاد.
نکته جالب در رفتار ورزی های این همراهان همیشگی رئیس جمهور نوعی تنزه طلبی و عدم احساس نیاز به بهره گیری از نیروهای کارآمد برای هموارتر کردن مسیرهای پیش رو و تکروی آنان است. آنان مستظهر به رای روحانی در انتخابات اخیر از همان بدو امر چنین پنداشتند که نیازی به حمایت رسانه ای و یا بهره گیری از نیروهای ستادی روحانی نیست و کار به طریق معمولی بر روی مدار هموار قرار گرفته و همه چیز به فرجام خواهد رسید.
این رفتار در رویکردهای رسانه ای انقباضی، تاکید و تصریح دو چندان بر خط کشی با نیروهای ستادی روحانی پس از انتخابات و جایگزینی برخی نیروهای جناح مقابل در مناصب مختلف که آن را برای پیشبرد کارها کافی و وافی می پنداشتند رخ نمایاند. ثمره اما چه بود؟ عدم رای آوری مکرر و متعدد وزرای پیشنهادی که تا کنون تا بدین حد سابقه نداشته و ازطرف دیگر انفعال در حوزه رسانه ای و بدنه حامی روحانی که منجر به ترکتازی جناح مقابل شده و دولت را در موضع دفاعی قرار داده است.
مرور روندهایی که به عدم رای اعتماد به گزینه های شایسته ای چون صالحی امیری یا جعفر میلی منفرد و یا نصر الله سجادی منجر شد این نکته را بخوبی هویدا می کند که غلبه رسانه ای منجر به تفوق میدانی مخالفان دولت نیز شد و عدم استفاده از پتانسیل های موجود چه در حوزه رسانه ای چه در خصوص رایزنی و چانه زنی ها هزینه های مختلفی را بر دوش دولت هموار کرده است.
حال یک؛ یکشنبه دیگر در راه است و وزیر پیشنهادی یکبار دیگر در آزمون بهارستان قرار گرفته است فارغ از اینکه وی موفق به کسب رای اعتماد شده و یا به این مهم نیل نمی یابد مسئله اساسی آن است که دولت در مسیر چهار ساله خود اگر همین رویکردها را پی گرفته و از ظرفیت های خود بهره نگیرد با مشکلات متعددی روبرو خواهد شد و نیازبه تغییر رویکردها امری ضروری به نظر می رسد.