در برنامه مدون من ،علاوه بر برنامه برای حل مشکلات اقتصادی، اجتماعی، سیاست داخلی، سیاست خارجی و امور فرهنگی برنامه کوتاه مدت یک ماهه و صد روزه وجود دارد»
این تنها وعده ای است که دکتر حسن روحانی در فضای پیشا انتخاباتی در خصوص سامان دهی به وضعیت اقتصادی در بازه زمانی مشخص آن را ایراد داشته و علاوه بر آن بارها و بارها تاکید کرده بود که در طول 100 روز اول دولت برای آگاهی عموم نسبت به وضعیت موجود، گزارش کاملی از وضعیت اقتصادی که دولت میراث دار آن بوده را به اطلاع همگان خواهد رساند. اکنون در 90 مین روز آغازبه کار دولت و در آستانه رسیدن به آن موعد وعده داده شده، دو واکنش نسبت به سخنان رئیس جمهوری در سطح رسانه ای جامه عمل پوشیده است.
از یکسو رسانه های منتقد دولت فعلی و حامیان پر و پا قرص دولت پیشین که از حسن اتفاق غلبه رسانه ای بواسطه کمیت خود دارند، همین یک جمله روحانی را پیراهن عثمان کرده اند که الا و بلا چه شد آن برنامه صد روزه ای که قرار بود طی آن اقتصاد سامان یافته و تحولی در زندگی مردم ایجاد شود؟.
از سوی دیگر رسانه های این طرفی هم این مطالبه را از رئیس جمهوری دارند که گزارش 100 روزه خود را برای تنویر افکار عمومی و وضعیت نابهنجاری که دولت میراث دار آن بوده را هر چه سریعتر انتشار بدهد.
قبل از ورود به بحث اصلی یادآوری این نکته ضروری است که یکی از کاندیداهای اصولگرا بارها و بارها شعار سامان دهی به اقتصاد را طی 100 روز در میتینگ ها و همایش های انتخاباتی خود مطرح می ساخت و البته اعتنایی هم از سوی مردم این شعارها نیافت. گویا دوستان اصولگرا با آن شنیده ها و پیش فرض ها می خواهند این نکته را به روحانی نسبت داده و مطالبه گری کنند. ضمن آنکه روحانی اشاره کرده که برنامه کوتاه مدت 100 روزه هم برای سامان دهی به وضعیت اقتصادی دارد نه آنکه صد روزه همه ایران را با یک اجی مجی لاترجی دیگر گونه کرده و همه چیز گل و بلبل می شود.
اما علت نگارش این یاداشت به سخنان نزدیک ترین یار آیت الله مصباح یعنی جناب حجت الاسلام قاسم روانبخش باز می گردد که خبرگزاری محترم فارس نیز مرحمت فرموده آن را در یکی از بهترین نقاط سایت به نمایش گذاشته اند تا همگان از این فرمایشات بهره مند گردنند.
آن کارشناس مذهبی که دستی هم بر آتش سیاست دارد گویا در مرحله تازه رونمایی از توانایی ها و استعداد هایشان کارشناس اقتصادی نیز شده اند و در یاداداشت خودشان با برشمردن خدمات گرانبهای دولتین نهم و دهم به کارگزاران دولت فعلی انذار و اخطار داده اند که چرا محاسن خوب دولت قبلی در اجرای هدفمندی را پذیرفته اند اما معایب آن را بولد می کنند و با عجز و لابه از عدم تطابق دریافتی با پرداختی گلایه می کنند و زمزمه حذف یارانه ها را مطرح می سازند. ایشان در پیشنهادی هنرمندانه که وجوه پوپولیستی آن از فرسنگ ها دورتر نمایان است به دولت گوشزد کرده اند که : « که اولا دولت قبلی چگونه هم یارانه پرداخت میکرد، هم حقوق کارمندان را میداد، هم کار عمرانی میکرد، هم با جیب پر به سفرهای استانی میرفت و هم دهها میلیارد دلار بدهیهای کشور را پرداخت کرد و در آخرین روز هم 130 میلیارد دلار در صندوقهای ارزی و توسعه برای دولت بعدی، به ارث گذاشت؟ ثانیا، بر فرض که دولت قبلی اشتباه کرده، اصلاح آن چگونه باید باشد؟ آیا میتوان گفت نصف کار دولت قبلی صحیح بوده و نصف دیگر آن اشتباه؟! مثلا این که قیمتها را افزایش داده خوب است ولی این که از طریق افزایش قیمتهای حاملهای سوخت، درآمد حاصل از آن را به عنوان یارانه مستقیم به مردم میداده اشتباه بوده است؟! پس باید بخش دوم را اصلاح کنیم و به مردم یارانه ندهیم؟! مردم حق دارند بگویند این نوع قضاوت یکجانبه و به نفع دولت است.»
ایشان البته مشخص نیست بر اساس کدام آمار به این قیاس دست برده اند. چرا که گویا ایشان خبر ندارند طرح های افتتاحی فله ای و بدون حساب و کتابی که در سفرهای استانی وعده آن داده شده و کلید خورده ایست به گفته کارشناسان لااقل 50 سال بدون لحاظ تورم زمان می برد که به فرجام رسیده و گویا دوستان که با فراغ بال حاتم بخشی می کرده اند خبر نداشته اند که این طرح ها برای به ثمر رسی نیازمند بودجه های کلان و هنگفت ایست که هیچ تطابقی با درآمدها و ذخایر کشور ندارد.
از طرف دیگر ایشان گویا فراموش کرده اند که دولت پیشین تقریبا مطابق با تمامی دولت های تاریخ ایران فروش نفت داشته اما به هنگامی که دولت را تحویل داده است بزرگترین بدهی های رابرای دولت بعد به میراث گذاشته است. آنچنان که صندوق بین المللی پول از یک دهم شدن بدهی های عمومی خالص ایران در دولت احمدی نژاد خبر داده و در تازه ترین پیش بینی خود گفته است: در سال ۲۰۱۳ بدهی دولت ایران با افزایش ۲۸ برابری نسبت به سال قبل از آن به ۳۲۴ هزار میلیارد ریال برسد. درآماری دیگر آمده است: بدهی دولت به بانک مرکزی بر طبق رقم اعلام شده توسط وزیر اقتصاد و دارایی 35 هزار میلیارد تومان است و کل بدهی دولت به سیستم بانکی نیز بالغ بر 400 یا 500 هزار میلیارد تومان است. البته شاید اشاره جناب روانبخش به تصفیه بدهی ها،معطوف به عملیات محیر العقولی باشد که احمد توکلی بدان اشاره کرده و می گوید چگونه 740 هزار میلیارد تومان بدهی دولت پیشین به ناگهان صفر شده است. توکلی در این باره در اوایل تیرماه گفته بود: در واقع آقای رئیس جمهور و معاونشان و سه وزیر عضو مجمع عمومی بانک مرکزی، خودشان نرخ دلار را ۲۵۰۰ تومان تعیین کردند و مابه التفاوت آن را نسبت به ارز ۱۲۲۶ تومانی، یعنی مبلغ ۱۲۷۴ (۱۲۲۶ – ۲۵۰۰) تومان در هر دلار را در موجودی ارزی بانک مرکزی ضرب کردند و به عدد سود فرضی ۷۴ هزار میلیارد تومان رسیدند. آن وقت این عدد را طلب دولت از بانک مرکزی تلقی کرده و آن را با فهرستی از بدهی های دولت، شرکتهای دولتی، سازمان هدفمندی یارانه ها و بانکهای دولتی تهاتر کردند.!!!!
حکایت 130میلیارد دلار در صندوق ارزی هم از آن نکاتی است که تنها دولت جناب احمدی نژاد و وزرای اقتصادی ایشان از آن مطلع اند و معلوم نیست چرا رئیس جمهوری که علی القاعده این میزان ذخایر ارزی را باید دریافت داشته باشد از وجود آن ابرازبی اطلاعی کرده و بر خالی بودن صندوق ارزی بارها وی و معاونینش اشااره کرده اند. البته صحت و سقم تمامی این گفتارها در گزارشی که رئیس جمهور وعده آن را داده مشخص خواهد شد اما نکته اصلی عوام فریبی است که در این گفتار موج می زند.
هیچ کس نگفته پرداخت یارانه ها به مردم اشتباه بوده بلکه گفته شده وفق قانون نحوه پرداخت اشتباه بوده یعنی آنکه به جای پرداخت قدر السهم هر بخش اعم از تولید و صنعت و کشاورزی یارانه ها بدون حساب و کتاب درست و برنامه ریزی شده تنهامصروف پرداخت نقدی شده و میزان نیز چون حساب شده نبوده دولت را با بدهی کلان و اسقراض از بانک مرکزی و بودجه های عمرانی روبرو ساخته و هم تولید را با آسیب های جدی روبرو ساخته هم با ایجاد نقدینگی فزآینده تورم افسار گسیخته را رقم زده، ضمن آنکه دولت با هماهنگی مجلس قصد اصلاح این روند و اختصاص یارانه به شکل واقعی و هدفمند نه آنگونه که نقض غرض در اجرای طرح صورت پذیرفته و پرداخت ها به هیچ وجه هدفمند نبوده را دارد.
فارغ از تمامی این نکات در یادداشت این عضو جبهه پایداری به انتقاد از وعده 100 روزه دولت پرداخته شده و چنین وانمود شده که دولت هیچ دستاوردی در زمینه اقتصادی نداشته و خلف وعده کرده است و البته چنین هم عنوان شده که مردم بخاطر وعده های اقتصادی آقای روحانی به وی رای داده اند.
اینکه مشکلات اقتصادی یکی از اصلی ترین دغدغه های مردم است که کسی شک ندارد و البته اینکه دولت مورد حمایت این دوستان علت العلل اتفاقات نیز، بر همگان واضح است اما یادآوری چند نکته به این دوستان خالی از لطف نیست.
اول آنکه تمامی کاندیداها وعده سامان بخشی اقتصادی به مردم می دادند اما نکته ای که آقای روحانی را متمایز از دیگر کاندیداها می کرد شعار تغییرات وی بود. تغییر در رفتارهای امنیتی با اهالی دانش و علم، تغییر در گفتار و صوت و لحن با جهان و پیگیری رویکرد تعامل سازنده با دنیا، تاکید بر منشور حقوق شهروندی، رعایت مولفه های مردم سالاری و البته شعارهای اقتصادی که ارتباط ارگانیک میان توسعه اقتصادی و سیاسی وجود داشته و هر دو آلیاژ یک سکه اند و انفکاک این دو از هم ممکن نیست نکته ای که طیف فکری آقای روانبخش باور چندانی به آن نداشته و در طول مدت سپری شده نیز دمادم بر طبل افتراق و بهانه گیری از سیاست های دولت درز همه زمینه ها از سوی همفکران ایشان وجود داشته و معلوم نیست اگر این دوستان مایل به بهبود وضعیت اقتصادی مردم هستند چرا تا بدین حد به دنبال جنجال سیاسی بوده و یا در مسیر تعامل با جهان سنگ اندازی می کنند و یا با ورق زدن حوادث سیاسی سال های پیشین بدنبال مجادله سیاسی هستند.
از طرف دیگر کاندیدای اعتدال وعده حل شدن مشکلات مردم طی 100 روز را نداد بلکه این کاندیدای اصولگرا بود که چنین شعاری را مطرح کرد و روحانی از برنامه دولت برای بهبود شرایط در این 100 روز گفت و بس.
حال این سئوال از جناب روانبخش باقی است که گویا ایشان فراموش کرده اند قیمت اقلام و کالاها نه ماهی و سالی و هفتگی و یا حتی روزانه که ساعت به ساعت تغییر می کرد و ارزش پول ملی تنها طی چند ماه به یک سوم کاهش یافت. ایشان درست گفته اند که مشکلات اقتصادی هنوز پابرجاست اما روحانی اگر العیاذو بالله معجزه گر هم باشد نمی تواند صرف 100 روز اعوجاج های ریشه دوانده در طی 8 سال را رفع و رجوع کند. بزرگترین هنر دولت روحانی آنست که در وهله اول این ماشین ترمز بریده را که در شیب تند قرار گرفته را با تمهیداتی از شتاب بگیرد و آنرا در مسیر کم شیب قرار دهد و بتدریج و آهسته آهسته به وضعیت ثبات رسانده و سپس در مسیر درست آن را قرار بدهد. نکته ای که در طل این چند ماه بواقع به منصه ظهور رسیده و آن شتاب های عاجل از بازارهای مختلف رخت بربسته است که البته این نکته هم چندان معطوف به عملکردهای اقتصادی نبوده و ناشی از بار روانی مساعد و عدم گفتارهای هیجانی و تنش آفرین است.
از همان آغازین روزهای روی کارآمدن دولت تازه تحلیلگران سیاسی پاشنه آشیل دولت فعلی را که منتقدین آن را نشانه رفته اند بالابردن توقعات و مطالبات بدون توجه به ظرفیت ها و پتانسیل ها اعلام کرده بودند که اکنون نیز می بینم طیف پایداری به همین روش مستمسک شده و بر همین مدار رج می زنند. البته مردم ایران بالغ و آگاه بود و با توجه به تمامی جهات فضای سیاسی را رصد کرده و سره را از ناسره تشخیص می دهند.
متن یادداشت روانبخش را می توانید [اینجا] بخوانید