از آنجا که مدت زیادی از شروع به کار صفحه فیسبوک وزیر نفت نمیگذرد، تعداد پُستها و نظرها، چندان زیاد نیست. لذا چندان هم عجیب به نظر نمیرسد که بخش قابل توجهی از این نظرات، معطوف خوشامدگویی به وزیر جدید (بابت حضور در نفت و نیز فیسبوک) باشد. هرچند احتمالاً تمام کسانی که صفحه را دنبال میکنند از طرفداران وزیر نفت به شمار میروند و لذا انتظاری جز هوادارای از او نیز وجود ندارد، به نظر میرسد سیل کامنتها با موضوع تبریک و تشکر و خوشامد را نمیتوان صرفاً به تعارفهای متداول منحصر دانست. وجود مضامین انتقادی همچون مخالفت با حضور گسترده برخی نهادها در نفت، انتقاد نسبت به سبک مدیریتی سالهای اخیر و وضعیت عقبمانده پروژههای نفت، نشان میدهد احتمالاً مخاطبان از این همه تبریک، هدفی جز «تعارف» متداول دارند که البته این با رای اعتماد نمایندگان مجلس و نیز حمایت کارکنان صنعت نفت از وزیر، کاملاً همخوانی دارد.
سایه سنگین مشکلات پرسنلی
از وام مسکن تا حقوق و مزایا و «پارتیبازی در استخدام»، هیچ موضوعی نیست که در نظرات مخاطبان صفحه فیسبوک زنگنه به چشم نخورد. البته بر خلاف آنچه انتظار میرود (و در سایتهای خبری نفتی مشاهده میشود) سهم این مشکلات پرسنلی و سازمانی از کل نظرات چندان زیاد نیست که محتملترین توضیح برای آن میتواند تفاوت میان گستره کاربران سایتهای خبری نفتی و مخاطبان صفحه فیسبوک زنگنه باشد. اگر روند فعالیت صفحه فیسبوک مذکور قدری بیشتر ادامه پیدا کند میتوان قدری دقیقتر اظهار نظر کرد. البته اینکه مشکلات پرسنلی در درازمدت بخش قابل توجهی از نظرات کاربران را به خود اختصاص دهد، امر چندان عجیبی نیست. نظام اداری و قراردادی نفت، بسیار قدیمی و استوار است و همین مساله اصلاح و بهروزسازی آنرا دشوارتر از نمونههای مشابه میسازد.
حمایت از حضور شرکتهای خارجی
شهریار معتقد است: «ما نباید چرخ رو دوباره خودمان اختراع کنیم». او این نظر را در پاسخ به تنها پُست صفحه بیژن زنگنه که تاکنون جنبه بحث و نظرسنجی داشته است، نوشته است. وزیر نفت پرسیده است: «نظر شما دربارهی فعالیت شرکتهای بزرگ بینالمللی، در صنعت نفت و گاز ایران چیست؟» بیش از 460 نفر به این سوال زنگنه پاسخ دادند که اکثریت قریب به اتفاق آنها، مثل شهریار از حضور شرکتهای بزرگ بینالمللی و بهطور خاص شرکتهای غربی حمایت کردهاند. انتقال تجربه، دانش و استفاده از فناوریهای روز، اصلیترین دلایلی است که مخاطبان در حمایت از حضور شرکتهای خارجی بدان اشاره کردهاند. جالب اینجاست که مساله مالی یا استفاده از نیروهای متخصص خارجی، در میان دلایل مخاطبان جای چندانی ندارد.

مصطفی نیز در اینباره میگوید: «نمیتوان به بهانه استقلال درهای کشور را بست، حضور شرکتهای خارجی علاوه بر کمک به افزایش تولید مخصوصاً در میادین مشترکت نفتی و گازی میتواند زمینهساز کسب تجربههای جدید از تکنولوژی های روز دنیا باشد.» امیررضا که ظاهراً خود روزگاری در پارس جنوبی مشغول کار بوده است، در نظری که بیش از 70 نفر آنرا پسندیدهاند، اینگونه از مزایای حضور شرکتهای بینالمللی سخن به میان میآورد: «خود من و تقریباً تمام بچههای نسل من آخرهای دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد، از زمان واگذاری پروژهها به شکل EPC و وقتی که شرکتها با جوینت خارجی وارد مناقصه میشدند و در کنار خارجیها کار یاد گرفتیم، برای خود من وارد شدن به شکل جدی کار از فاز شش و هفت و هشت شروع شد در کنار TIJD. اکثر مهندسین قابل این مملکت که هم نسل مناند در کنار توتال و هیوندایی و تکنیپ صاحب این حد تجربه شدند، قبل از اون حتی شرکتهای کوچکتر و مثلاً ایتالیایی شبیه تکنومونت. حضور این شرکتها در کنار جوینت ایرانی به گمان من از نون شب واجب تره.» وزیر سابق و فعلی نفت نیز قبلاً درمورد پارس جنوبی به این نکته اذعان کرده بودند که مشکل اصلی این میدان، مسائل مالی نیست. زنگنه نیز اخیراً صراحتاً «مدیریت» را مشکل اصلی پروژههای بزرگترین میدان گازی جهان دانسته بود.
حرفهایی که شنیده نمیشود
با درنظر گرفتن این مساله که تقریباً تمام مخاطبان صفحه فیسبوک بیژن زنگنه از متخصصان صنعت نفت هستند، برای یک ناظر بیرونی ممکن است این سوال بهوجود آید که چرا تا این حد میان نظر متخصصان این صنعت و آنچه که برخی رسانههای اغلب رسمی به عنوان دیدگاه کارکنان این صنعت بازگو میکنند، اختلاف وجود دارد؟ چرا درحالیکه وزارت نفت از بیرون به سرزمینی پر از ثروت و بدون مشکل برای ساکنانش شباهت دارد، کارکنان آن تا این میزان از مشکلات سازمانی و اداری گله دارند؟ سوالاتی از این دست احتمالاً یک جواب روشن دارد: متخصصان صنعت نفت، تریبونی برای رساندن صدای خود به مدیران سطوح بالا و نیز عموم مردم، در اختیار ندارند و ظاهراً هدف وزیر نفت از راهاندازی این صفحه چیزی جز این نبوده است: فراهم ساختن جایی برای حرفهایی که شنیده نمیشود.
منبع: دوماهنامه "توسعه صنعت نفت"/رامین فروزنده