پیش تر، یعنی چند روز پیش، بعد از عملیات تروریستی سراوان، خطاب به مقامات و تصمیم گیران در حوزه های تقنینی و اجرایی و نظامی یادآور شده بودیم که باید فکری اساسی و عاجل برای اقدامات تروریستی، در گوشه جنوب شرقی ایران در دستور کار قرار گرفته و ریشه این اقدامات تروریستی و دهشتناک را با اقدامی قاطعانه و نظامی خشکاند.
همانجا هم نوشتم که این نه اولین اقدام است و نه آخرین آن، ذائقه ما عادت کرده که هر از گاهی از این اقدامات هولناک گس و تلخ شود و مردم کشور به عزای تنی چند از فرزندان خود بنشینند. لزوما نگاه تکبعدی ومیلیتاریستی و سخت افزارانه به یک پدیده که ریشه های اجتماعی دارد، نداریم و بخوبی درک و فهم می کنیم که یک پای این اتفاقات ریشه در مضایق و کاستی ها و اجحاف های سیستماتیک در طول سال های متمادی دارد که برخی را به این گستاخی رسانده که بر پایه آن مانور داده و امنیت آن منطقه را مخدوش کنند.اما مردم مناطق مختلف سیستان و بلوچستان در انتخابات های مختلف و بخصوص در انتخابات اخیر با حضور پرشمار و قاطعانه خود نشان دادند که راهکار گذار از مشکلات و کاستی ها و نیل به وضعیت مطلوب را در چارچوب فرآیندهای مسالمت آمیز و دموکراسی مندانه می دانند و بجای آنکه به سلاح متوسل شوند برگ رای را آذین بسته و به آن چشم امید دارند.
نکته ای که گویا خشم تروریست ها را برانگیخته و دشمنانی که چه بپسندیم و نپسندیم در آنسوی مرزها به قصد برهم زنی امنیت و روند تعاملی ایجاد شده در کشور، کمر همت بسته اند را به تکاپو واداشته است.
دیروز در سراوان پیکر جوانان و سربازان حافظ این خاک و بوم بر زمین غلتید و امروز و ساعاتی پیش دادستان زابل و راننده اش آماج گلوله های تروریست ها شدند و در خون خود غوطه خوردند.
این روندی است که اگر فکری عاجل و قاطعانه برای آن اندیشیده نشود بارها و بارها امکان تکرار دارد آنگونه که در سال های گذشته نمونه هایش را دیده ایم. ژوپلتیک و اتمسفر خاص آن منطقه به نحوی است که امکان چینش تور امنیتی برای جلوگیری از این اقدامات را سخت کرده و همواره حفره هایی برای حملات اینچنینی را باز می گذارد.
راهکار بی گمان دخالت نظامی فراگیر در عقبه جبهه تروریست هایی است که در آنسوی مرزها لانه کرده و با فراغ بال در پی تمهید و تدارک خرابکاری های خودشان هستند، بدون آنکه دولت پاکستان اراده و یا امکان مقابله با این گروه ها را با توجه به وضعیت خاص آن منطقه داشته باشد.
بدیهیست وقتی پاکستان بارها و بارها پس از اخطارها و تذکرهای متعدد، نمی خواهد و یا نمی تواند ترتیب اثر مطلوبی به این وضعیت بدهد، باید دست به کار شده و فکری برای سامان دهی به این وضعیت را به انجام رساند.
این یک عرف پذیرفته شده و یک قانون نانوشته در روابط خارجی کشورهاست آنگونه که آمریکا از هزاران مایل آنسوتر برای حفظ منافع ملی خود با پهبادهایش در خاک پاکستان بطور روزمره و مستمر عملیات نظامی می کند و اماکن استقرار تروریست ها را مورد هدف قرار می دهد.
حال چرا ما که قربانی مستقیم عملیات تروریستی هستیم و در همجاوری این کشور مورد آسیب این اقدامات قرار گرفته ایم از چنین امکان و حقی بهره نجوییم؟
مگر نیروهای نظامی ما به فناوری پهباد ها دست نیافته و تسلط نظامی و پیشرفت های متعدد را وفق اخبار اعلامی نداشتیم؟ چرا اینچنین دست روی دست گذاشته می شود و اقدام قاطعانه ای برای پاسخ دهی به این اقدامات تروریستی انجام نمی پذیرد؟
دستگاه دیپلماسی کشور ما نهایت اهتمام خود را به کار گرفته و از تمامی ظرفیت ها بهره می گیرد اما بی گمان این راهکار ریشه ای و جامع نخواهد بود. که در آن مثال معروف می گویند: به عمل کار برآید به سخندانی نیست.
اعضای محترم کمیسیون امنیت ملی مجلس که درباره هولوکاست و نظر وزیر خارجه از وی سئوال می کنند و با عدم اقناع از پاسخ های ظریف او را به مجلس فرامی خوانند، آیا وفق وظیفه ذاتی نظارتی خود نیروهای نظامی و امنیتی را نیز برای پاسخ دهی به این فعل و انفعالات به مجلس فرا می خوانند؟
نکته جالب آنکه از ظریف پیرامون همین حوادث(سراوان) هم سئوال شده بود که او پاسخ داد دستگاه دیپلماسی با نهایت اهتمام در پی مبارزه با افراطی گری در منطقه است اما اقدام عملیاتی بر عهده دستگاه دیپلماسی نیست. نکته ای که نماینده سئوال کننده را قانع نکرد اما باید به ایشان عرضه داشت که مگر وزیر خارجه بیش از این امکان و اختیاری دارد و چرا این دوستان در اقدامی قاطع بر اساس وظایف مصرح خود از دیگر افراد و مسئولین برای پاسخ دهی سئوال نمی کنند و پیگیر ماجرا نیستند؟
وزیر کشور را برای پاسخ دهی پیرامون تعیین استانداران به مجلس می خوانند اما برای این حوادث خیر!. آیا نکته ای مهم تر از این مسائل و حفظ جان و امنیت مردم وجود دارد ؟ آیا نباید به جای دعواهای سیاسی و جناحی پیرامون انتخاب آن وزیر و این وزیر در خصوص مدیران و معاونانش به چنین مسائل مهمی پرداخته شود؟
ازطرف دیگر لزوم توجه به محرومیت ها و کالستی های این منطقه و کمک به رشد و ارتقای فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی آن محدوده نیز امر خطیری است که باید همزمان و به موازات اقدامات دیگر در دستور کار قرار بگیرد.
جمعه 17 آبانماه سال 1392 ساعت 02:02