محدوده ارضی که ما ایران می خوانیمش و سابقه ای بس کهنسال و دیرین دارد علاوه بر ذخایر و منابع خدادادی و طبیعی خود یک خصلت ویژه و استراتژیک دارد.
کشوری متشکل از رنگین کمان تنوع اقوام و تکثر مذاهب مختلف که سال های سال و در گستره تاریخی گرانسنگ همواره به شکلی مسالمت آمیز و روادارانه در کنار هم زیست کرده اند و هیچ کس نتوانسته این ید واحده را با خللی سهمگین روبرو سازد. منکر تضادها و تعارضات گاه و بیگاه و کشاکش های پیامدی با دایره شمول منطقه ای و قبیله ای در طول تاریخ نیستیم اما به جرات می توان گفت ایرانیان در طول تاریخ هیچ گاه دچار اختلافات بنیان کن و تضادهای قومی و مذهبی نشده اند و همانند بسیاری از ملل به ژنو ساید و نسل کشی های دهشتناک نیل نیافته و همواره زندگی مسالمت آمیز را با عنایت به نگرش ها و باورهای مختلف از هم تجربه کرده اند.
پس از انقلاب نیز با درایت رهبر کبیر انقلاب موضوع وحدت میان مذاهب به یک رویکرد حاکمیتی و عمومی تبدیل شد و از طرف دیگر در قانون اساسی حقوق حقه اقلیت های قومی و مذهبی مورد تصریح و تاکید ویژه قرار گرفت. بدیهیست که در این نوشتار قصد مطلوب دانستن همه روندها را نداریم که هیچ کس نمی تواند چنین ادعایی داشته باشد و همواره برخی اقدامات در تضاد با این نگرش قانونی وجود داشته است اما هر چه بوده ایران از معدود کشورهایی است که بدور از کشاکش های مذهبی بزرگ و خانمان سوز مردمانش به روند زندگی طبیعی خود ادامه داده و در راستای کسب مطالبات خود از روندهای قانونی و مسالمت آمیز بهره جسته اند.
نمونه آنکه در انتخابات اخیر ریاست جمهوری در کشورمان بیشترین و تاثیر گذارترین مشارکت در انتخابات از سوی مردمان مرزنشین و اقلیت های مذهبی به منصه ظهور رسید و برادران اهل سنت در گوشه گوشه ایران منظومه ای از افتخار و صلابت را رقم زدند. این فرآیند در حالی به منصه ظهور رسید که درست در اینن هنگامه در اطراف و اکناف مرزهای جغرافیای کشورمان درگیرهای قومی و مذهبی بسیار به چشم می آید و به یک پدیده فراگیر و غیر قابل کنترل تبدیل شده است.
حال با توجه به همه این اوصاف آنان که دشمنی با ایران را سرلوحه عملکردهای خود دارند و این همپوشانی و هم افزایی را بر نمی تابند به لطایف الحیل قصد برهم زدن امنیت و برافروختن تنوره اختلافات قومی و مذهبی را دارند.
چند روز پیش خبر شهادت 14 تن از پرسنل نیروی انتظامی در کمین اشرار چون پتکی بر سر مردم ایران آوار شد. گروه تروریستی با عنوان جیش العدل که عقبه فکری و عقیدتی طالبانی دارد و همانند القاعده سامان تشکیلاتی یافته با طرح موضوعات مذهبی و به بهانه اجحاف قومی این اقدام تروریستی را به منصه ظهور رساند.
این گروه که همانند جند شیطان و سر کرده معدوم آن سازمان یافته است. با گردآوری نوجوانان و حتی کودکان از فقر مادی و معنوی که در آن مناطق موج می زند بهره جسته و قصد برهم زنی فضای آرام منطقه را دارد. نکته آنکه اگر آنان ذره ای حمایت مردمان منطقه را با خود داشتند نیازی به این اقدامات تروریستی نبود. مردم این منطقه و برادران اهل سنت در همین انتخابات نیز با حضور خود وحدت کلمه و حرکت در مسیر طرح مطالبات در چارچوب و روندهای دموکراتیک را به عینه ثابت کردند و درست با توجه به این اوصاف این گروه تروریستی دست به این اقدامات می زند و بر حجم جنایت های خود افزوده تا از مردم و نظام به زعم خود زهر چشم بگیرد.
از یاد نبریم که این اقدام اولین و آخرین عملیات تروریستی این طیف نبوده و بنابر ویدئوهایی که این گروه تروریستی بر روی اینترنت گذاشته است آنها چندین و چند بار با بمب گذاری در مسیر ماشین های نیروی انتظامی علیه جان هموطنان و خدمتگزاران به امنیت کشور اقدام کرده اند.
حال پرسش اینجاست که راهکار بازدارندگی مطلوب برای جلوگیری از این اقدامات سخیف و منزجر کننده چیست؟ آیا بستن مرزهای کشور با توجه به وسعت جغرافیایی منطقه، موقعیت خاص ژئوپلیتکی، عدم توجه مطلوب دولت پاکستان به رتق و فتق محدوده تحت تکفل خود و همچنین محدودیت های عملیاتی که بواسطه جغرافیای آن نقطه وجود دارد، امکان پذیر بوده و پاسخگوست؟
سخن با متولیان امر و نمایندگان مجلس است که در مقولات مختلف با حساسیت ویژه به مسائل امنیتی و تهدید افزا نگاه می کنند و باید از آنان پرسید آیا تهدید امنیتی از این بالاتر وجود دارد؟ آیا نکته ای مهم تر از حفظ جان مردم و جوانانی که با کمترین امکانات به دفاع از سرحدات کشورمان می پردازند می توان سراغ گرفت؟
دستگاه دیپلماسی کشورمان با قوت و جدت پیگیر موضوع بوده و با احضار مقامات پاکستانی مراتب اعتراض و تاسف عمیق خود را نشان داده و حتی نماینده ایران در سازمان ملل نیز خواستار واکنش جدی شورای امنیت به این اقدامات تروریستی شده است.
این اقدام خوب است اما کافی و بازدارنده نیست زیرا تجربه نشان داده دولت پاکستان به دلایل مختلف یا امکان کنترل این گروه های تروریستی را ندارد یا میل و تمایل جدی برای مهار آنان در هیئت حاکمه این کشور وجود ندارد.
حال پاسخ آنست که راهکار چیست؟ در نمونه های مشابه به عنوان مثال، ایالات متحده برای مهار گروه های تروریستی القاعده با استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین مناطق خاص را مورد هدف قرار داده تا تروریست ها را الکن کرده و از تکاپو بیاندازد. حتی در کشور خود ما در برهه ای که طالبان یازده تن از اعضای سفارت کشورمان را به شهادت رساند. نیروهای نظامی با ورود به خاک افغانستان در پی درهم کوبیدن مواضع تروریست ها بودند که با عقب نشینی سریع طالبان این دخالت نظامی تاثیر خود را بر جای گذاشت.
نکته آنکه در چند صباح اخیر ایران توانسته است به فناوری پهپاد ها دست یافته و حتی یکی از آنها را به عنوان هدیه به روسیه بدهد آیا ما نمی توانیم از همین ادوات پیشرفته برای مقابله با این تروریست ها استفاده کنیم؟ جدای از آن ایران اکنون تا بدان حد از قدرت نظامی برخوردار هست که با هلیبورد نیرو و تجهیزات نظامی یک عملیات سریع و گازنبری را انجام داده و با اشراف اطلاعاتی از مواضع دشمن در اقدامی آنی چنان ضربه ای به آنان وارد سازد که دیگر هوس چنین کارهایی به سر آنان نزند.
علی القاعده مقامات پاکستانی هم نمی توانند معترض این اقدام شوند چون بارها و بارها این نا امنی ها رخ داده و آنان هیچ اقدام ملموسی از خود نشان نداده اند از طرف دیگر با توجه به شرایط آن منطقه و عدم حضور نظامی فراگیر پاکستانی ها در این محدوده از خاک کشورشان می توان با هماهنگی نیروهای نظامی و سیاسی این کشور اقدام به عملیات مشترک کرد و به نظر می رسد آنان نیز چندان بی میل نباشند که شر اشرار اینچنینی از کشورشان کنده شود.
به هر صورت یک اراده و عزم جدی باید برای پایان دهی به این اقدامات مذبوحانه شکل بگیرد و امنیت کشور دستخوش ماجراجویی یک مشت تروریست نگردد. بدیهی است که حرف و سخن و اعتراض هم به تنهایی کار ساز نیست و یک اقدام عاجل و جدی را طلب می کند.
بیش از همه روی سخن با اعضای کمیسیون امنیت ملی مجلس و شورای عالی امنیت ملی است که در موضوعات مختلف به فراخور نگرش و دیدگاه هایشان به اظهار نظر و عمل می پردازند و اکنون لازم است در این مقوله خطیر که اهمیت امنیتی و استراتژیک دارد ورود کرده و سامانی درست به این مقوله بدهند که این انتظار بحق خانواده قربانیان و مردم اقصی نقاط کشور عزیزمان است.