توفیقی و وزارت علوم، وزارت خارجه و مذاکرات هسته ای، دولت روحانی و عملکردها، آیت الله هاشمی رفسنجانی و اطرافیان، بیت امام و اظهارات اخیر.
این موضوعات کلان با دایره شمول گسترده حرف ها و اظهار نظر یک کارشناس خبره سیاسی و یا یک دیپلمات کارکشته و یا یک انقلابی دیر پا نیست اینها بخشی از سخنان یک مداح را تشکیل می دهد. مداحی که خود را در چنان رتبه و مرتبه ای می بیند که در تمامی این مقولات ورود کرده و به اظهار نظر بپردازد. البته بدیهی است که وفق اصل آزادی بیان همگان مختارند که در برابر مقولات مختلف به اظهار نظر بپردازند اما در این میانه دو نکته شایسته تامل و مداقه ویژه است.
اول آنکه اخلاق و عرف حکم می کند افراد با توجه به دانش و تخصص و توانایی خود به اظهار نظر در حوزه مقولات مختلف بپردازند و بدیهیست که اگر قرار باشد افراد در حوزه های مختلف به اظهار نظر پرداخته و خود را صاحب نظر در مقولات متکثر بدانند ممکن و میسر نیست در همه این زیر مجموعه ها افراد صاحب نظر بوده و طبیعی است که حرف های آنان گاه در برخی حوزه ها بدور از نظر کارشناسی بوده و نمی تواند پایه و اساسی داشته باشد.
دوم نیز آنکه افراد مجاز به اظهار نظر هستند اما اظهار نظری که در آن تحکم و خروج از مواضع انصاف و اعتدال نباشد. سعید حدادیان در سخنان خود به نحوی سخن می گوید که گویی وی برخوردار از شان و مقام یک نماینده عالیرتبه سیاسی، اجتماعی است یا آنکه حکم تام الاختیاری از مردم دارد که اینگونه سخن می گوید و از موضع نصیحت گونه و انذار نمایانه خطاب به عالیرتبه ترین مقامات کشور و افراد محبوب ملت نسخه می پیچد.
سعید حدادیان یا هر آنکس که در کسوت مداحی قرار دارد از آن حیث می تواند مدعای مقبولیت در میان مردم را داشته باشد که از خط و مرزهای اخلاقی گذار نکرده و شان و منزلت این جایگاه معنوی را حفظ کند و اگر قرار باشد اظهارات ناپخته از این تریبون جاری و ساری شود بدیهیست که مردم چنین تفکراتی را برنتابند.
مضاف بر همه این ها مردم فعل و نظر خود را در انتخابات اخیر بخوبی هویدا کرده اند و از حسن اتفاق این مداح محترم و طیف فکری وی نیز خط مشی فکری و سیاسی خود را در انتخابات هویدا کرده و نامزد مد نظر آنان واجد رای قابل توجهی نشد اما اکنون دور تازه ای از خط و نشان ها و اظهار نظرهای ناهمپوشان و غیر مسالمت آمیز در قالب سخنان آنان رونمایی می شود.
هر چند سعید حدادیان در سخنان خود بارها تاکید بر عدم جنجال افکنی و عدم تقابل با دولت روحانی کرده اما نفس اظهارات وی و نکاتی که اشاره داشته محل ایراد و دال بر حاشیه سازی است. جالب آنکه وی بر خود لازم می داند که تاکید کند که با دولت سر مخاصمه ندارد گویی این یک پندار و پیش فرض عمومی راجع به این جریان است و از طرف دیگر این سئوال مطرح می شود که جایگاه سیاسی و اجتماعی این طیف کجاست که خود را در سطح رئیس جمهوری کشور دانسته و بر این نکته پای فشاری می کند که قصد مجادله ندارد!
این بخش از سخنان حدادیان در نوع خود جالب توجه و سرشار از پارادوکس است: «سعید حدادیان با اشاره به اظهارات اخیر خود درباره وزیر علوم دولت یازدهم گفت: آقای «فرجی دانا» سالها رئیس دانشگاه بوده و من کار یا سابقه منفی از او سراغ ندارم که خلاف قانون اساسی باشد، اما نظر آقای توفیقی خلاف قانون اساسی و دیدگاههای آقای روحانی بود، البته باید بگویم ما مقابل دولت موضعی نداریم و از جنجال خسته شدیم. شخص بنده نیز به جنجال تن نمیدهم. به هر حال به عنوان فردی که کارش تبلیغ دین است نباید موضع بگیرم.»
او مشخص نمی کند بر چه اساسی از خود روحانی به منویات و دیدگاه های وی نزدیک تر است که نظرات توفیقی را برغم آنکه از سوی رئیس جمهوری وی برای سرپرستی وزارتخانه معرفی شده، در تناقض و مغایرت با نظرات روحانی می داند. از طرف دیگر وی معلوم نمی کند که کدام فعل و نظر مدیری که بیش از سه دهه و اندی در مناصب مختلف مدیریتی کشور به ایفای وظیفه پرداخته در تناقض با اصول قانون اساسی است! و از اساس او با کدام اشراف بر اصول حقوقی و قانونی این مغایرت را کشف کرده است؟!
آیا این سخنان دامن زدن به جنجال ها نیست؟ لزوم طرح این گفتار در این شرایط چیست؟ ضمن آنکه اگر ایشان معتقد است به عنوان فردی که کارش تبلیغ دین است نباید به این مقولات ورود کند پس چرا در این خصوص به اظهار نظر می پردازد؟
وی با ارجاع به سخنان جنجالی چند روز پیش اش در خصوص نان و شراب و رای اعتماد به توفیقی هم اظهار نظر جالبی دارد و می گوید خوشحال است که رئیس جمهور موضع جنجالی پیرامون این خبر نگرفته و بعد هم تصریح می دارد که نظرات توفیقی در حد وزارت نیست!!
این سخنان بوضوح نشان می دهد که گمانه و پیش فرض این افراد این است که با سخنان آنان رئیس جمهور تغییر گزینه داده است. هر چه هست این اطمینان به نفس و جایگاهی که آنان برای خود متصورند جالب توجه است. مضاف بر اینکه ایشان مشخص نمی کند که آیا وی در حوزه مدیریت کلان و استراتژیک وزارت علوم صاحب نظر است که برنامه و نظرات توفیقی را برغم سال ها وزارت در سطح این وزارتخانه نمی داند؟
نگاه از موضع بالا و متفرعنانه در جای جای این سخنان قابل مشاهده است. به عنوان مثال وی بارها به تلویح و به تصریح می گوید: " بنای مقابله و تعارض با دولت را ندارم" حال این سئوال برای نگارنده باقی است که در واقع جایگاه ایشان چیست و کجاست که خود را همسنگ با دولت می کند و در حاتم بخشی جالب توجه از عدم مقابله و تعارض خود با دولت با افتخار سخن می گوید.
«رئیس مجمع تشخیص مصلحت باید به عنوان یک زبده سیاسی و با توجه به کهولت سنی که دارد در گفتار و رفتار و چیدمان اطرافیانشان حداقل به خاطر شخص خود و سوابق انقلابی که داشتهاند تجدیدنظر کنند. اینطور نیست که همه مردم تاب بیاورند. قطعا در دل تودهها برخی آزرده شده و این آزردگی به صورت کنشهای مختلف بیرون میزند»
این فراز هم از سخنان جالب توجه ایشان است که در دستوری با لفظ باید خطاب به استوانه انقلاب و یار دیرین امام و رهبری و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و عضو خبرگان رهبری، تذکر گونه برای وی نسخه می پیچد که چگونه عمل کند و البته در پایان نیز ضمن تایید اظهارات نابخردانه و توهین آمیز خطاب به آیت الله هاشمی آن را ناشی از آزردگی دل توده ها می داند! و البته عدم تاب آوری هم طرح نوعی سخن تهدید آمیز است که از کنارش می گذریم.
اما وی در بخش پایانی سخنانش حرف زیبا و به حقی زده که شاید مخاطب آن ایشان و بسیاری دیگر از همقطارانشان نیز باشند آنجایی که می گوید: " با ایجاد جنجال مردم تصور میکنند عدهای میخواهند حواس آنها را از مذاکرات پرت کرده و بر جنجال متمرکز شوند. این دعوا هم به مدت کوتاهی موضوعیت دارد و بعد فراموش میشود»
هر چه هست به نظر نمی رسد طرح سخنن آنچنانی و ورود بی محابا به مقولات سیاسی درشان مداحان بوده و ارزش افزوده ای برای ایشان و کلیت کشور در پی داشته باشد.
سلاممممممممم وبت خعلی قشنگه به سایت ماهم سربزنین و عضو بشین منتظرم ها:x