امروز رنج آور ترین معضل بی ارزش شدن جان انسانهاست

فرصتی دست داد که همانند همه ساله در مراسم زادروز سید محمد خانمی در محضرش تلمذ کرده و او را شادباش گوییم. همه آمده بودند از بازیگران باسابقه و شناخته شده کشور تا سیاسیون استخوان خورده کرده ای چون محمود دعایی، حضور روزنامه نگاران و جوانان بسیار به چشم می آمد. جملگی آمده بودند تا گرامی بدارند، آغازین ورود مرد اخلاق و ایمان و عشق را به هشتمین دهه زندگی خود. از دسته گل های مرصع تا چشمان مشتاق و سبدهای گل معطر همگی بر یک نکته دلالت داشت و نشان از یک چیز می داد . ابراز علاقه و مودت به مرد بارانی روزهای خوب و آرزوی توفیق و سرزندگی برای وی در راه پیش رو.  مشتاقان بسیاری طبق روال مالوف سال های گذشته از ساعت 10 صبح به دفتر محمد خاتمی می آمدند تا در مراسم سالروز تولد وی که به مناسبت شهادت امام محمد باقر با یک روز تاخیر برگزار می شد شرکت کند اما مراسم به علت جلسه کاری و مهم خاتمی به بعد از نماز ظهر موکول شد. از ساعت 12 ظهر به بعد درب ها برای ورود سیل مشتاقان باز شد و بتدریج مردم به نمازخانه دفتر که محل بازدیدهای عمومی خاتمی است وارد شدند.
امسال بسیار بیش تر و پیشتر از سال های قبل دسته گل های شکیل و چشم نواز و تابلوهایی که هنرمندان با ذوق و سلیقه بسیار آرایش داده بودند در گوشه و کنار سالن دیده می شد. خاتمی نیز پس از نیم ساعت به محل مراسم آمد و در میان ولوله و هلهله جوانان و مدعوین بر صندلی خود نشست. محمود دعایی که مطابق هر ساله به عنوان بانی اصلی مراسم با کیک ویژه تولد، نیم ساعت قبل از مدعوین مقدمات را با خود آورده و مشغول آماده کردن فضا بود.، آغازگر مراسم شد و دو متن را یکی از منظر سنن ایرانی و به مناسبت جشن مهرگان (که در روز تولد خاتمی یعنی 21 مهرماه پایان می یابد) و دیگری برآمده از ابیات و ادبیات مذهبی، در رثای خاتمی خواند. خوانشی که چندین بار با بغض وی همراه بود و سپس خاتمی با فوت کردن شمع کیک ها به میهمانان خوشامد گفته و در سیل ابراز محبت ها و تشویق های ممتد سخنان خود را آغاز کرد.
متن کامل سخنان وی به نقل از وبسایت شخصی اش در پی می آید:
 
با سپاس فراوان از همه شما عزیزان و بخصوص برادر عزیزم جناب آقای دعایی و عرض تبریک عید سعید قربان و آرزوی سرافرازی ملت شریف ایران و موفقیت دولت برآمده از رأی آنان برای گشودن گره ها و پیشبرد کشور در مسیر آرمان های اصیل انقلاب و برخورداری معنوی و مادی از مزایای زندگی و تأمین حقوق و نگاهداشت حرمت همه شهروندان عزیز.
هفتاد سال در تاریخ لحظه ای بیش نیست ولی برای یک انسان عمر درازی است و مهم این است که این عمر و این سرمایه بی بدیل الهی در چه مسیری صرف شده است و چه دست آوردی برای خود او و جامعه اش داشته است.
گرچه بشر در طول تاریخ شاهد هتک حرمت و پایمال شدن حقوق خود و ستم و ناامنی بوده است، ولی بی حرمتی نسبت به انسان و بی ارزش شدن جان او و ناامنی برای همه اگر بیشتر از گذشته نباشد بی پرده تر و در نتیجه برای آنان که هنوز نور وجدان در درونشان خاموش نشده است رنج آورتر است، هرچند که از سوی دیگر میل به رهایی و آزاد زیستن و درک و آگاهی بشر در شرق وغرب عالم افزون شده است.
سیاست جدی ترین واقعیت در زندگی جمعی است که نمی توان به آن نیاندیشید، ولی حتی نمی توان دامن اندیشه و رفتار را از تأثیر آن بازکشید. ولی آنچه دل ربا است و زندگی را معنی دار می کند اخلاق و ادب است که خداوند نیز ما را به آن فرا خوانده است و پیامبران خود را برای بخشیدن زندگی توأم با اخلاق، معنویت و عدالت فرستاده است و امروز زندگی انسان مظلوم در چنگال بی رحم سیاست که مبتنی بر دروغ و زور و سلطه است و جز به تسخیر جان و جهان آدمی در مسیر منافع خاص اصحاب قدرت نمی اندیشد گرفتار است.
به تعبیر قرآن کریم که جان حتی یک انسان به اندازه جان همه جهانیان ارزش دارد امروز این جان ارزشمند در معرض تعرض خشن جنگ افروزان و خشونت گران و متعصبان متوهم گرفتار آمده است.
امروز در عراق، سوریه، مصر، افغانستان، پاکستان، میانمار و بسیاری از نقاط دیگر عالم حتی در اروپا و آمریکا همه جا غوغای کشتار و ترور ویرانگر برپا است و دریغ و درد که بسیاری از آنان که باید نگاهبان فضیلت و مبلغ زیبایی و عدالت باشند نیز آتش بیار معرکه اند یا لااقل در برابر فجایعی که رخ می دهد ساکت اند و در واقع باید آنان را شریک جنایت تنگ نظران متعصبی دانست که به سادگی ابزار دست قدرتمندانی می شوند که برایشان جان انسان ها بی ارزش ترین متاع است.
در باب آنچه درنقاط بحرانی جهان – که پربحران ترین آن منطقه ای است که ما در آن به سر می بریم- می گذرد سخن از همه چیز هست جز جان انسان های بی گناه و بدن های پاره پاره شده زنان و مردان و معصومیت کودکانی که قربانی خشونت و انفجار و ترور اند.
وقتی رئیس قدرتمندترین دولت عالم می گوید خط قرمز ما در فلان نقطه و کشور به کارگیری سلاح شیمیایی است یعنی برای او جان ده ها هزار نفر که قربانی جنگ بی فرجام خشونت و افراط و ترور از یک سو و بی رحمی، دیکتاتوری و استبداد از سوی دیگر شده اند هیچ ارزشی ندارد؛ وگرنه چرا آدم کشان را مسلح می کنند و در برابر بیداد بسیاری از دولت های هم سو و غاصبان و آدم کشی آنان سکوت و حتی از آنها حمایت می کنند.
و چرا آنان که شعار حقوق بشر که ابزار تأمین منافع خاص سیاسی شده است سرلوحه اقدام خود معرفی می کنند نسبت به این همه جنایت که در سراسر جهان بخصوص خاورمیانه مظلوم رخ می دهد ساکت اند و عاملان و آمران آن را محکوم نمی کنند.
امروز تلاش برای صلح و مبارزه برای آزادی و رهایی و استقلال به جنگ های شرم آوری بدل شده است که در آن مذهب علیه مذهب و اقوام علیه اقوام هم سرنوشت خود می جنگند و آن چه در عرصه خود نمایی می کند تروریسم کوری است که پشت دین که برای احیاء فضیلت آمده است و قومیت هایی که مایه تعارف باید باشند پنهان شده است و کسانی که امروز داعیه مبارزه با آنان را دارند آفریننده یا پروراننده آنها هستند!
و دردآورتر این که بسیاری از عالمان دین و متفکران و اندیشمندان جوامع از کنار این خون ریزی ها و جنایات و به خاک و خون کشیده شدن صدها هزار انسان و نابودی نسل و حرث ساکت اند.
چه تفاوت فاحشی است میان دیدگاه و اقدام عالی ترین مرجع ها در عالم شیعه و سنی آیت الله بروجردی و علامه شلتوت در بیش از نیم قرن پیش که شاید این روزهای تلخ را پیش بینی می کردند و با شهامت و خیرخواهی ندای همسویی و همدلی میان همه طوائف اسلامی را سردادند و «خانه نزدیکی مذاهب اسلامی» را بنا نهادند با آنان که در برابر رفتارهای تحریک آمیز و حتی جنایات هم مذهبان خود بی تفاوت اند و حتی آتش کینه منجر به کشتار را در آنان تیز تر می کنند و سزاوار است که در این جا از مرجع بزرگوار آیت الله سیستانی که دردمندانه هرگونه رفتار تحریک آمیز از جمله اهانت به اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را حرام اعلام می کند و نیز از پاپ که برای کشته شدگان خشونت روزه می گیرد و به خاطر از بین رفتن و غرق شدن پناه جویان گریخته از ستم و ناامنی می گرید تشکر کنم.
آن چه امروز بیش از همیشه رنج آور است کشتار بی امان انسان ها و بی ارزش شدن جان آن ها است.
اگر آن روز که صدای گرم گفت و گوی تمدن ها در گنبد گیتی پیچید گوش سنگین سیاست بازان آن را می شنید و اصحاب فرهنگ و دانش و دین آن را جدی تر می گرفتند و اگر هنگامی که صدای دردمندانه ائتلاف برای صلح برخاست و متأسفانه در برابر غریو دیوانه کننده ائتلاف برای جنگ منادیان خشونت و ویرانگری گم نمی شد، امروز وضع و حالی بهتر از این داشتیم.
ما پیرو آیینی هستیم که انسان را به صلح، همزیستی و عدالت و حفظ کرامت انسانی فرا می خواند و هر کس جز این بیاندیشد به بیراهه می رود.
من همه بزرگان دین و فرهنگ و هنر و سیاستمدارانی را که هنوز از وجدان زنده انسانی بهره ای دارند به تلاش برای نجات انسان از خشونت و مرگ و نجات سیاست از دست های ناپاک جنگ افروزان فرا می خوانم. 
نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد