یک دعوای خانوادگی کوچک برای رسیدن به صلح و صفا فرایند پیچیده ای را طی می کند و از ناز و نیاز گرفته تا چانه زنی و پادرمیانی و .... را می طلبد. حال هر چه این سطوح دایره شمول گسترده تری می یابد و متغییرهای متعدد و مولفه های پرشمار تری در برقراری یا عدم برقراری روابط سهیم می شود بالتبع موضوع نیز پیچیده تر و دستیابی به برون دادی مطلوب سخت تر می شود. برقراری ارتباط یا قطع روابط میان کشورها نیز تابع همین قاعده است. ساز و کارهای مدون و سازمان یافته در روابط بین الملل که از آن به عنوان دیپلماسی یاد می کنند برای انسجام بخشی به این حوزه حساس و راهبردی تعریف و تدوین شده اند. من حیث المجموع پیشبرد گفتمانی در عرصه روابط بین الملل مستلزم طی طریق در فرایندی پیچیده، زمان بر و سرشار از فراز و فرود است.
موضوع برقرای رابطه میان ایالات متحده و ایران بی گمان بغرنج ترین پرونده حال حاضر در عرصه روابط ژئوپلتیکی است. 35 سال تخاصم، پنجاه و چند سال تنازعات گاه و بیگاه، کوله باری از اتفاقات ناخوشایند و اجحاف های پر شمار امر سهل و آسانی نیست که بتوان به سادگی از روی آن گذشت و نادیده اش گرفت. این عقبه نا همپوشان بی شک سایه سترگی دارد که گذار از آن نیازمند بکارگیری دیپلماسی سازنده، اصلاح روش ها و منش ها و تغییر دیدگاه هاست.
از سوی دیگر همانگونه که نقاط مشترکی برای رسیدن به تفاهم و هم افزایی در راستای منافع ملی دو کشور وجود دارد که می تواند دستمایه پیشبرد مذاکرات باشد. از طرف دیگر اختلافات بنیادین نگرشی و ایدئولوژی و جهان بینی متفاوت و استراتژی های نا همراستا، وجوه اصطکاکی که در زمره سیاست های ریشه ای و غیر قابل انعطاف دو کشور محسوب می شود نیز وجود دارد که همه اینها را باید به عنوان بسته ای واحد و همسان مورد نگرش قرار داد.
رمز و راز مذاکره و استفاده از ابزارهای دیپلماسی هم در همین چارچوب تعریف و تدوین می شود. مذاکره به معنای ساده تلاش برای گذر از نقاط افتراق و رسیدن به نقاط اشتراک است. مذاکره آن نیست که یکطرف از اصول و قواعد بنیادین خود عدول کرده و به ناگهان دچار تغییرات 180 درجه ای در راهکارها و راهبردهای خود شود.
ایالات متحده شریک راهبردی رژیم اسرائیل است این نکته ای است که همگان به آن اذعان دارند و این یک اصل پذیرفته شده در سیاست خارجی ایالات متحده است. در دیدار اخیر میان نخست وزیر رژیم اسرائیل و رئیس جمهور ایالات متحده، بارک اوباما یکبار دیگر بر موضوع همه گزینه ها علیه ایران روی میز است تاکید کرد و اظهارات وی چندان نمایه های دوستانه ای در قبال ایران نداشت. حال با این گفتار بسیاری می پرسند آیا امیدها به تغییر منش و روش ایالات متحده با این اظهارات رنگ باخته و برقراری تعامل میان ایران و آمریکا در همین بدو کار به فرجام انقطاع رهنمون شده است؟ آیا اوباما تحت تاثیر نفوذ اسرائیل ازمواضع تازه خود عدول کرده و تغییر لحن وی نشان از بازگشت به عقب دارد؟ آیا قرار است آمریکا یکجانبه به سمت اسرائیل غش کند! و منافع ملی خود را بطور کامل در این مسیر تعریف کند؟ به نظر می رسد که می شود میان این دو مقوله تفکیک قایل شد و هر گزاره ای را در موضع خود مورد نظر قرار داد.
همانگونه که اشاره رفت همگان می دانیم که تعارضات میان و آمریکا سابقه دیرین دارد و این نکته که با یک مذاکره تلفنی به ناگهان سردمداران کاخ سفید تغییر موضعی 180 درجه ای بدهند امری ساده انگارانه و خوش خیال بافی است. مقامات ایرانی و دیپلمات های کارکشته کشورمان هم تاکید و تصریح داشته اند که فرآیندهای دیپلماتیک زمان بر بوده و انتظارت غیر معقولانه نمی واند راهگشا باشد.
حال سئوال مهمی که در این میان پیش می آید آنست که دوستی میان آمریکا و دشمن استراتژیک ایران می تواند جایی برای پیشبرد مذاکرات باقی بگذارد؟ اینجاست که دیپلماسی و مردان دیپلماتیک و راهکارهایشان به میدان می آیند. ما همانگونه که تضاد بنیادین با این حمایت آمریکا از اسرائیل داریم، در خصوص تحریم ها در مورد برقراری روابط میان ملت ها، در مراودات اقتصادی و برقراری امنیت در گلوگاه راهبردی انرژی جهانی و منطقه ژئو استراتژیک خاورمیانه و مولفه های بسیار دیگر با آمریکا میدان منافع مشترک داریم و می توانیم با ظرافت و دقت با تفکیک قایل شدن میان این دو حوزه تعاملات را به سمت و سوی لحاظ منافع ملی دو کشور سوق دهیم و در عرصه دیپلماسی عمومی نیز با طرح گفتمان اصولی خود و راندن افکار عمومی ایالات متحده به سمت و سوی درک واقعیات موجود در خاورمیانه دشمن راهبردی یعنی اسرائیل را به انزوا رهنمون کنیم آن کاری که همواره آنان در مورد ایران بکار برده اند.
اینکه انتظار داشته باشیم رئیس جمهور آمریکا با یک مذاکره 15 دقیقه تلفنی تمام سوابق تعارضات و همچنین دایره نفوذ گسترده قدرت لابی اسرائیلی را کنار گذاشته و به عنوان مثال شبیه به بشار اسد در قبال اسرائیل و یا روابط با ایران تصمیم بگیرد بی گمان غیر عقلانی است اما اینکه فکر کنیم این اظهار نظر در تعارض با برقراری روابط و کاهش تنش ها میان ایران و ایالات متحده هم هست اشتباه راهبردی است. چرا که بخصوص در شرایط فعلی این دو اگر چه در تزاحم با یکدیگر نیستند اما دو مبحث جداگانه بوده و لزومی ندارد که در حال حاضر چنین فکر کنیم که ایالات متحده باید دچار چرخش موضع ناگهانی شود. هنر دیپلمات های ما در آینده آنست که با حفظ اصول مذاکرات را به نحوی پیش ببرند که بیشترین منافع ملی را از موضوع برقراری روابط بدست آوریم.
آمریکا می تواند شریک اسرائیل و یا دوست آن باشد اما در تعارض و تخاصم با ایران نیز نبوده و ما نیز تنها بر روی نقاطی تمرکز کنیم که می تواند عزت و قدرت و منافع ملی مان را تامین کند. سیاستمداران ایرانی هیچ گاه از اصول راهبردی خود دست نخواهند کشید اما می توانند با کیاست و کیاظی هم دشمن را مقهور کنند هم منافع مان را تامین، این فرآیند مبارکی است که در نهایت بیش و پیش از هر نکته ای حتی دشمنان قسم خورده ما را مقهور و مغلوب می کند. اسرائیلی ها بدنبال به انزوا کشی ایران در جامعه جهانی و نشان دادن چهره ای خشن از ایران هستند و ما می توانیم با نشان دادن سیمای مقتدرانه و صلح طلبانه اسلام رحمانی در جهان آنها را آچمز کنیم.
این نکته هم از یادمان نرود که همزمان با اظهارات اوباما مجلس سنای ایالات متحده که متشکل از اکثریت دموکرات است، تصویب طرح تحریم های ایران را در اقدامی بی سابقه به تعویق انداخت و آن را به بعد از مذاکرات ژنو موکول کرد و این نکته ای است که نشان می دهد ایران توانسته در میدان عمل اسرائیلی ها را به حاشیه براند و این مهم تر از هر اظهار نظری است که از سوی هر مقامی به منصه ظهور برسد.