جلوی دکه روزنامهفروشی که بایستی روزنامههای مختلف با رنگهای متنوع چشمنوازی میکنند بیشتر که دقت کنی، انگار عموم آنها یکی را کوبیدهاند. این اتفاق در خیلی از آنها مشترک است. کیهان، ایران، وطن امروز رسالت، جوان و ... از آنها هستند. از این طرف چندتایی را هم میبینی که همان یکی را خبر اول خود کردهاند و او را فرد مناسب انتخابات ریاست جمهوری میدانند. اما آن فرد کیست که محور رسانهها حول اوست؟ نامش حسن روحانی است، اما پشت این نام، نامها موج میزند که باعث شده بیش از حد معمول مهم جلوه کند. رسانهها عموما در فضای داغ انتخاباتی نقش پررنگتری پیدا میکنند و اقبال عمومی جامعه هم به آنها فزونی مییابد. روزنامهها، سایتها، خبرگزاریها اجزای تشکیل دهنده رسانهها هستند که نوع رویکرد و سمت و سوی جهتگیری آنها، عامل مهمی در تعیین نگرش سیاسی جامعه است. اما فضای رسانهای ایران در آستانه انتخابات یازدهم ریاست جمهوری چگونه بود؟
با قاطعیت میتوان گفت هیچیک از خبرگزاریها روی خوشی به آمدن دکتر روحانی نشان نداده بودند. این اتفاق در میان سایتهای خبری هم با درجه کمتر صدق میکرد قصه روزنامهها هم که مشخص بود، به جز چند روزنامه اصلاحطلب فضا کاملا علیه ائتلاف تحولخواهان، اصلاحطلبان و اعتدالگرایان بود.
اما ریشه فکری این خبرگزاریها، سایتها و روزنامهها به کدام جریان سیاسی نزدیک بود؟
خبرگزاری فارس یکی از تندترین خبرگزاریهایی بود که علیه تحولخواهان موضع میگرفت و وابستگی فکری و تشکیلاتیاش بر همه آشکار است. تسنیم دیگر خبرگزاری بود که شدیدترین رویکردها را در قبال شیخ اعتدال در پیش گرفته بود و جالب اینجاست که بدانیم تیم اصلی این خبرگزاری، جریانهای تندرو منشعب شده از فارس بودند که سعی داشتند مشی رادیکالتر خود را راحتتر به نمایش بگذارند. تابناک هم سایتی بود که تقریبا همه میدانستند نزدیک به محسن رضایی است. خبرآنلاین که از سایتهای نزدیک به علی لاریجانی است، کمی بیش از سایرین معتدل بود. فرارو سایت دیگری بود که خیلیها نمی دانند افراد نزدیک به محمدباقر قالیباف آنرا اداره میکنند و طبیعتا نمیتوانست رویهای دوستانه نسبت به شیخ حسن روحانی در پیش بگیرد.
در این میان یک اقلیت رسانهای نیز در کنار شیخ دیپلمات ماند و با وجود تمام تخریبها به دلیل اعتقادی که به کار خود داشت، تا پایان بر مسیر خود استوار ماند. اما در این میان برخی شدند فاتحان شنبه، برخی که پررنگترین نقشها را در تخریبها ایفا کردند به یکباره تبدیل به اصلیترین منبع خبررسانی کسی شدند که تا دیروز چشم دیدنش را نداشتند و البته آنها که در این راه هزینهها پرداختند، تهدیدها شنیدند نیز ناسزاها تنها دستاوردی بود که شامل حال شان شد. ناگفته پیداست که عموم این رسانههای مسئول نه در پی کسب سهم، که به دنبال برونرفت کشور از اوضاع نابسامان کنونی بودهاند و در مقابل جریانهای قدرتمند رقیب، که هم سرمایه انسانی فزونتری داشتند و هم پول و ثروت و قدرت، جز اعتماد مخاطب هیچ نداشتند. در اوضاعی که مخاطبان به آنچه این رسانههای مستقل و مسئول میگفتند اعتماد میکردند، آنها تنها به همین اعتماد مفتخر گشتند و همچنان هم بر همان مینازند.
اما انتظار معقول آن بوده و هست که افراد با کارنامهشان مورد قضاوت قرار گیرند و جریانی که جز تخریب، تهمت و حاشیهسازی برگ دیگری در کارنامهاش دیده نمیشود ناگهان به منبع اصلی اطلاعرسانی دولت تبدیل نشود. ناگفته پیداست که این جریانها که هویتشان در این تخریبها و تهمتهاست و زیستشان جز در این فضا مهیا نمیگردد، نمیتوانند تغییری در روندها و رویکردهای رفتاری خود ایجاد نمایند و هرچند ظاهری متفاوت با ایام انتخابات در پیش گرفته باشند اما یقینا، باطن همان است که بوده.
رصد اخبار و گزارشهای رسانههای مختلف پس از پیروزی دکتر روحانی، پیش از اعلام اسامی کابینه و پس از معرفی به مجلس هم به خوبی نشان میدهد که این رسانهها گرچه در پوسته خود سعی داشتند چهرهای دوستار دولت جدید از خود به نمایش بگذارند، اما در هسته، همان بودند که که پیشتر نشان داده بودند. این رسانهها با خبرسازیها، اعلام لیستهای غیر واقعی از اعضای کابینه، انتصاب اخبار نادرست به وزاری پیشنهادی دکتر روحانی هر چه داشتند برای کارشکنی به کار بستند و از هیچ اقدام ناصحیحی در این عرصه فروگذار ننمودند.
در این شرایط البته انتظار معقول و منطقی اینست که چهره های رسانه ای دولت با دقت نظر و توجه به این پیش مقدمه برای چشم انداز پیش رو و حرکت در مسیری هم افزایانه این نکات را لحاظ کرده و به حساسیت های عمل در حوزه رسانه توجه ویژه مبذول دارند و به یاد داشته باشند که چه جریانهایی بر چه مداری حرکت می کردند و اکنون نیز در هسته های نهان همان سبک و سیاق را پی می گیرند.
نزدیکان دکتر روحانی که تا دیروز از بداخلاقیها، خبرسازیها و جوسازیهای ناسالم این رسانهها گلهمند بودند، حال هر روز با همانها گفتگو میکنند و بسیاری از رسانه ها برای یافتن خبری در مورد نزدیکان آقای رئیس جمهور، چارهای ندارند جز اینکه راهی تسنیم و فارس و ... شوند.
بر این اساس منطق حکم میکند که دولت یازدهم با تعریفی صحیح و جامع در خصوص نظام اطلاعرسانی و تبیین درست اصل ارتباط با رسانههای مسئول این باور را در جامعه بارور نمایند که دولت یازدهم در پی آنست که روندی متفاوت به آنچه پیش از این بوده در خصوص رسانهها و شیوه و شکل اطلاعرسانی در پیش بگیرد.