اکنون که حماسه ی سیاسی با پیروزی ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی به سرانجام رسیده است، هیجان و التهاب روزها و هفتههای رقابت، باید جای خود را به همکاری و رفاقت داده و طرفداران نامزدهای رقیب در آزمون بردباری و متانت و دانایی نیز جایگاه شایسته ی خود را به دست آورند.»
اینها بخشی از پیام مقام معظم رهبری پس از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری 92 و پیروزی شیخ حسن روحانی در آن کارزار است. رهبر انقلاب از نامزدهای رقیب و جریانهای پیروز نشده، میخواهد که رئیس جمهور منتخب را یاری رسان باشند و از فضای تخریب و کارشکنی دوری جویند.
به رغم آنکه اصولگرایان به طرق مختلفی نتایج انتخابات را قرائت کردند و برخی جریانها پیروزی دکتر روحانی را پیروزی اصولگرایی دانستند و بخش دیگری این نتایج را شکست قطعی اصلاحطلبان خواندند، اما ناگفته پیداست که هر قاضی منصفی میداند که نتایج انتخابات، نه تنها با پیروزی اصولگرایان همراه نبوده که عدم توفیقی نمایان را به پیکره این جریان وارد آورده است. از سوی دیگر اصلاحطلبان با اجماع حداکثری پیرامون شیخ حسن روحانی نقشی کلیدی در این پیروزی ایفا کردند و موفق شدند پس از هشت سال، دوباره به سطح اول مدیریت کشور بازگردند.
فضای هیجانی هر انتخاباتی ایجاب مینماید تا در آن فراگرد، جریانهای مختلف سعی داشته باشند با پیگیری اقدامات مختلف رقیب را کنار زده و خود را به عنوان جریان شایسته به مردم معرفی نمایند و طرفهای دیگر ماجرا را فاقد صلاحیتهای لازم برای پیشبرد امورات کشور جلوهگر نمایند. اما پس از پایان این بازه زمانی و فروکش کردن فضای رقابتی، منطق و دانایی و البته رفاقت باید جای آن هیجانات را بگیرد.
بر همین اساس، حال در شرایطی که انتخابات و فضای هیجانی ناشی از برگزاری انتخابات و اعلام نتایج آن به اتمام رسیدهاست، طرح مسائلی که با عقلانیت و منطق خویشاوندی اندکی دارد و در راستای نیل به وضعیت مطلوب قرار نمی گیرد محل تامل است و جای تعجب دارد.
با رصد و افکارسنجی جریانات اصولگرا، به رغم بروز و ظهور متانت و دانایی در عموم جریانات اصولگرا، بخشهای دیگری از این مجموعه رفتارهایی خلاف قاعده و چارچوب از خود نشان داده اند. در شرایطی که حسن روحانی با حمایت یا تخریب هر جریان یا طیف سیاسی، به عنوان نامزد پیروز انتخابات معرفی گردیده است، طرح مسائلی چون تعیین پیش شرط برای معرفی وزاری دولت آینده از سوی برخی نمایندگان اصولگرای مجلس شورای اسلامی به دور از انصاف و منطق است. از طرف دیگر در فضایی که همیاری و همکاری با رئیس جمهور منتخب باید در اولویت جریانهای مختلف سیاسی قرار گیرد، تهدید رئیس جمهور منتخب به کارشکنی از سوی طیفی دیگر جریان اصولگرایی در چه چارچوبی میگنجد؟ از سوی دیگر، برخی شخصیتهای برجسته سیاسی کشور که در جایگاههای مختلف کشور حضور دارند در اظهارنظرهایی به خط و نشان کشی برای آقای روحانی مشغول گشتهاند و حضور برخی افراد را در کابینه ایشان منع کردهاند. ناگفته پیداست که طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی، معرفی کابینه و فرآیند اعطای رای اعتماد به آنها فرآیندی دو سویه میان قوه مجریه و مقننه است و اظهار نظرهای نابجا از سوی افراد مسئول که مسئولیتی در این این دو قوه ندارند، چندان نمیتواند مقبول و مورد پذیرش قرار گیرد. سخن گفتن از بایدها و نبایدهای اعضای کابینه در حیطه اختیارات جریانهای مختلف نیست و تنها رئیس جمهور منتخب میتواند در این حوزه تصمیمگیر و تصمیمساز باشد. طبیعتا گروههای مختلف میتوانند نظرات، مشاورهها و منویات خود را در چارچوب توصیه به رئیس قوه مجریه ارائه دهند اما تعیین شرط و پیش شرط نه تنها نوعی بیاحترامی به حریم و جایگاه رئیس جمهوری منتخب، که نوعی توهین به 18 میلیونی است که با دیدگانی باز و آگاه تصمیم گرفتهاند سکان اجرایی کشور را به شیخ حسن روحانی بسپارند.
به نظر میرسد پیگیری رویکردهای اینچنینی آنهم در شرایطی که هنوز رئیس دولت، تحلیف را به انجام نرسانده است، به دور از سفارشات مقام معظم رهبری است و کار را برای آغاز فعالیت رئیس جمهور منتخب دشوار مینماید.
همچنین توجه به این نکته نیز ضروری به نظر میرسد که پارلمان در نظامهای نیمه ریاستی چون جمهوری اسلامی، کارویژهای نظارتی دارد و این مولفه بر اجرای صحیح عملکردهای دستگاه اجرایی کشور نقش بهسزایی خواهد داشت. اما عنایت به این نکته نیز حائز اهمیت است که کارویژه نظارتی مجلس نباید به اهرمی جهت اعمال فشار به قوه مجریه تبدیل گردد و قوه مقننه از این طریق، دولت را تحت فشار قرار دهد تا منویات مد نظر پارلمان را پیگیری نماید. در شرایطی که اکثریت مطلق کشور با آرای 18 میلیونی خود، رئیس جمهور منتخب را برگزیدهاند، انتشار پیش شرطها و تعیین مصداقها برای رای اعتماد به وزاری احتمالی، فضا را برای معرفی کابینه آینده ناسالم میسازد. ضمن اینکه در پیش گرفتن چنین رویهای در تناقض جدی با فرمایشات مقام معظم رهبری است و به مثابه نخستین سنگاندازیها مقابل پای شیخ حسن روحانی و دولت جدید است.