این روزها درحالی هفته دولت و معرفی
دستاوردهای دولتهای نهم و دهم در آخرین سال آن برای مردم استان گیلان به
نمایش گذاشته میشود که از نخستین روز این هفته زمزمه پایان کار سردار مهدی
سعادتی ـ استاندار فعلی گیلان که حدود یک سال و نیم پیش جایگزین روحالله
قهرمانی استاندار قبلی شده بود ـ بر سر زبانها افتاده است.
هرچند که
تغییر استاندار گیلان بهعنوان یکی از محوریترین شعار برخی از نمایندگان
مجلس نهم در زمان تبلیغات رقابتهای انتخاباتی بهشمار میرفت و پس از آن
نیز به پشتوانه برخی دیگر از مخالفان و ناراضیان سیاسی گیلان پیگیر آن
بودند، اما با توجه به عمر کوتاه دولت فعلی و ناتمام ماندن بسیاری از
برنامههای آن در گیلان، تحقق این خواسته چندان معقولانه بهنظر نمیآمد.
اما گویا مسیر مطالبات مخالفان استاندار مازندرانی گیلان و تیم همراهش به
سمتی حرکت کرده است که دولت را با توجه به سابقه اینچنینیاش در نوع
مدیریت غیرپیشبینی بهسوی تغییر هدایت میکند.
اگرچه که تغییر و تحول در حوزه مدیریت از
حقوق هر دولتی برای ساماندهی ساختار برنامهها و اهداف آن بهشمار میرود،
اما هیچ دولتی حق ندارد مشکلات و چالشهای بیثباتی و ضعف¬ مدیریتیاش را
بر جامعه تحمیل کند؛ زیرا این اقدام دولت برای مردم غیرقابل جبران و
پرهزینه خواهد بود.
شاید یکی از بزرگترین ضعفهای دولتهای نهم و دهم با
توجه به شعارهای عدالتمحور و بازگشت به ارزشهای انقلاب و نظام و تحقق
مطالبات مخاطبان طبقه پایین دست جامعه، بهویژه مردم گیلان، برای رسیدن به
زندگی توأم با نشاط و امیدواری به آینده، ضعف ساختار مدیریتی آن که در طول
هفت سال گذشته در سیستم اجرایی گیلان با روی کار آوردن ناکارآمدترین افراد
به گواه عملکردشان برای حضور در رأس هرم مدیریتی این استان باشد که نتیجه
آن جز قربانی شدن عمر مردم و مطالباتشان در رسیدن به زندگی بهتر و دستیابی
به دستاوردهای انقلاب و نظام سود دیگری نداشته است.
یکی از دستاوردهای
قابل نقد دولت در 7 سال گذشته عمر او در استان گیلان، انتصاب 3 استاندار که
دو تن از آنها از پادگانهای نظامی و یک نفر دیگر از بدنه وزارت کشور
بهعنوان نماینده عالی دولت در این استان منصوب شدند، بود و نفر چهارم هم
که قرار است به این سمت منصوب شود، جز مدت دو سال و اندی که در حوزه معاونت
برنامهریزی استانداری گیلان از ساختار اداری دیگری به جرگه مدیران
استانداری پیوسته بود، هیچ سابقه مدیریت عالی مانند پیشینیانش در کسوت
استاندار ندارد و گیلان هم نخستین سکوی تجربهاندوزی او و گذشتگانش در این
سمت است، ساختار بیثبات نماینده عالی دولت در این استان است.
آنچه که
از سوابق انتصابهای شتابزده دولت در این مدت برای هدایت مدیریت عالی گیلان
برجای مانده، آن است که دولتیان بالادست بیش از آنکه پاسخگوی تحقق
مطالبات مردم گیلان باشند، پاسخگوی باندهای قدرت و صاحبان ذینفوذ سیاسی در
غنائم بخشیهای مدیریتی به آنان بودهاند که دود این اقدام در این مدت به
چشم مردم گیلان رفته است؛ زیرا با مروری بر عملکرد مدیریتهای اجرایی گیلان
در 7 سال گذشته، بیش از آنکه گیلان برخوردار از سیستم مدیریت برنامهمحور
برای دستیابی به چشمانداز توسعه باشد، درگیر چالشها و مشکلات روزمره و
راضی کردن ناراضیان سیاسی همطیف خود بوده است که تنها با نگاهی به نتایج
سه سفر رسمی هیأت دولت و رئیس آن و دو سفر دیگر رئیس جمهور به گیلان و
سرنوشت حدود 700 مصوبه این سفرها میتوان به نقش ضعف مدیریت در سیستم
اجرایی این استان و دور ماندن از توسعه پایدار و رفع مشکلات مردم گیلان پی
برد؛ زیرا بسیاری از این مصوبات یا بر زمین ماندند و یا ارزش چندانی برای
اجرا نداشتند و تنها مصوبهای برای انجام طرحهای اجرایی بودند که نشان از
بیتجربه بودن درخواستکنندگان و مجریان در شناخت مهمترین نیازهای استان و
استفاده از ظرفیت حضور هیأت دولت در گیلان داشت که مروری بر نوع مصوبات دور
اول سفر میتواند گویای این واقعیت باشد.
نوع انتصابها و شرایط ایجاد
شده برای انتصابهای دولت در طول هفت سال گذشته در گیلان نشان داده است که
جایگاه استاندار بهعنوان محوریترین مدیر ارشد استان بیش از آنکه نشانگر
اقتدار مدیریتی با نظام شایستهسالاری باشد، نشان از مجری بی قید و شرط در
دستان مدیران ارشد تصمیمساز در کشور دارد که هر زمانی نیاز باشد، بدون
هیچ واکنش و اهمیتی که این نقش میتواند داشته باشد، باید تغییر و جایگزین
شود و این روند اهمیت نقشآفرینی و جایگاه استاندار در گیلان را کاسته است.
اینک
مردم گیلان از خود میپرسند در شرایطی که کمتر از یک سال به عمر مفید دولت
دهم و واگذاری امور اجرایی کشور به دولت آینده که معلوم نیست با چه سیاستی
وارد کارزار اجرایی میشود، باقی است، چه ضرورتی برای انتصاب شتابزده
استاندار دیگری وجود دارد و آیا کسی که در شرایط فعلی، بدون درنظر گرفتن
بومی و غیربومی و یا سابقه کاری برای این سمت درنظر گرفته میشود، میتواند
کشتی به گل نشسته مدیریت اجرایی گیلان را به سرمنزل مقصود برساند و یا این
انتصاب هم در چهارچوب معاملات سیاسی است!
سلام . وب جالبی داری
ازش خوشم اومد
اگه مایلی میتونیم تبادل لینک کنیم
من رو با اسم
++پاتوق ایرانیان++
لینک کن
به وبلاگم بیا بگو با چه اسمی لینکت کنم
فقط لطفا آدرستو هم بذار
منتظرم
www.iran21.vastblog.com